مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )

294

نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )

پس عارف به حق آن‌كسى باشد كه : بداند كه : خود [ را ] در مراتب حق ديده است . كه « من عرف نفسه فقد عرف ربّه » مشعر به اين معنى است . و هر كس كه معرفت ديد حق - نه به اين وجه - داند ، او در « معرفت » كامل نيست . كه كمال در آن است كه بدانند كه : كمال معرفت حق چون كمال رؤيت او هيچ‌كس را ممكن و ميسّر و مسلّم نشد . « و ولده » و هو ما أنتجه لهم نظرهم الفكرىّ . و الامر موقوف علمه على المشاهدة بعيد عن نتائج الفكر . « إلّا خسارا » « فما ربحت تجارتهم » فزال عنهم ما كان فى أيديهم ممّا كانوا يتخيّلون أنّه ملك لهم : در اين كلام تحقيقى مىفرمايد شيخ - رض - مر اين آيت را كه : قال اللّه تعالى : قال نوح : رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِي وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ يَزِدْهُ مالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلَّا خَساراً « 114 » . و چون تخصيص تأويل در « ولد » است ، جهت بيان نتيجه جز « ولده و الّا خسارا » نگفت . و مقصود آنكه نوح گفت كه : « يا ربّ قوم و امّت از من قبول نكردند آنچه موجب مشاهده و عيان باشد ؛ و پيرو عقل و نظر فكرى خود گشتند . » - آن عقل و نظرى كه : نقود و اموال علوم عقليّه زياده نكند ؛ و نتايج حاصله از تركيب قياسات عقليّه [ كه ولد حقيقى عاقل و متفكّر آن است ] به آن حاصل نشود ؛ و در اين هر دو جز زيادت خسارت و ضايع گردانيدن سرمايهء عمر و استعداد نيست . پس هركس كه در مقام مشاهدات انبياء و كمّل [ كه فوق طور عقل درّاك هر مدرك است ] تصرّف كند ، و خواهد كه به عقل خويش در آن مدخل سازد ، يا اعتقاد چنان بندد كه : عقلا و حكما را به دعوت انبياء و ارشاد اولياء حاجت

--> ( 114 ) - ق ( س 71 - 21 ) قال .