مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
293
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً « 112 » - يعنى : اگر به دايره ايمان درآئيد ، و به وحدانيّت حق بگرويد ، حق تعالى فروفرستد به اراضى اجسام و ابدان قابلهء مستعدّهء شما از آسمان ارواح معارف عقليّه و علوم حقيقيّه و ادراك معانى ؛ تا به نظر تيزبين « 113 » اعتبار در اشياء . استدلال كنيد به : « وجود خود » بر « وجود حق » ؛ و به « وحدت خويش » بر « وحدت حق » ؛ و به « ذوات خويش » بر « ذات حقّ » ؛ و به آن چيزى كه در عالم شهادت است - از موجودات - به آن چيزى كه در عالم غيب است [ از عقول و نفوس و مجرّدات كاملات ] . و مدد كند شما را به ما يميل بكم اليه - [ يعنى : به تجليّات متواليات جاذبات كاملات جماليات ] ، تا جذب كند شما را به حضرت به جاذبهء واردات . تا برساند شما را به مقامات عاليات فناء في الذّات . تا نزد انعكاس آن انوار مشاهدات على طريق المعاينه اعيان خويش ، در مرآت حق مشاهده كنيد . [ چون مشاهده كردن ناظر عين خود را در مرآت ] . و بعد از آنكه به چنين مشاهده رسيده باشيد ، كه صورت خود در مرآت حق بديديد ، هر آنكس كه در خيال درآورد كه : حق را ديد ، بداند كه : هيچ نشناخته است ؛ و هيچ نديده . دل گرچه در اين باديه بسيار شتافت * مويى بندانست و بسى موى شكافت گرچه ز دلش هزار خورشيد بتافت * آخر به كمال ذرّهاى راه نيافت چرا كه : ذات متعاليهء حق [ را ] من حيث هى هى امكان ديدن نيست . نه آنكه مىگوئيم : « ديدار حق ممكن نيست » تا معتزلى مبتهج گردد . بلكه مىگوئيم كه : رؤيت حق حاصل و ممكن است نزد تنزّل حق ؛ و تجلّى او به آن وجهى كه ممكن بود ديدن او به آن صورت ؛ چنان كه حديث « سترون ربّكم كما ترون القمر ليلة البدر » دلالت مىكند به آن .
--> ( 112 ) - ق ( س 71 - 11 ) يرسل . ( 113 ) - ن : تا به نظر تزيين ( ش ) .