مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
292
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
گشت . لاجرم دعوت من مر امّت خويش [ را ] ليل است در نهار ؛ و نهار است در ليل ؛ هر دو بهم بر آميخته - يعنى : در عين باطن به ظاهر ، و در عين ظاهر به باطن دعوت مىكنم ؛ در عين وحدت به كثرت راه مىنمايم ، و در عين كثرت سوى وحدت مىروم ؛ در عين تنزيه تشبيه مىكنم ؛ و در عين تشبيه تنزيه مىكنم ، نه چون ديگران ، گاه دعوت به ليل غيب و وحدت تنها ، و گاه به روز شهادت و كثرت تنها ، دعوت كنم ؛ گاه طرف تنزيه گيرم ؛ و گاه طرف تشبيه . فقال نوح فى حكمته لقومه : « يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً » « 110 » - و هى المعارف العقليّة فى المعاني و النّظر الاعتباريّ ، - « وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ » « 111 » - أى بما يميل بكم إليه فاذا مال بكم إليه رأيتم صورتكم فيه . فمن تخيّل منكم أنّه رآه فما عرف ، و من عرف منكم أنّه رأى نفسه فهو العارف . فلهذا انقسم النّاس إلى : عالم و غير عالم . در اين آيت سماء مؤوّل است به عالم ارواح لسمّوه و علوّه ، و ارض مؤوّل به عالم اجسام لدناءته و خفضه . و چون آنچه از عالم ارواح فايض مىگردد ، انوار است ، اگر در وصف ما ينزل منه گويد - كه مدرار است - شايد . و چون مال را ازآنجهت « مال » نام كردند كه : دلها مايل به آن است ، اگر در اينجا به « ما يميل بكم اليه » مراد باشد ، نكو آيد . و ضمير در « اليه و فيه » هر دو عايد است به « حق تعالى » . و « فا » در « فمن تخيّل » تعقيب را است ؛ بمعنى « بعد » . حاصل كلام اين باشد كه : نوح - ع - اشاره مىفرمايد به قوم خود ؛ و حكمت آنچه انسان را به آن دعوت مىكند ، بر ايشان روشن مىگرداند به اين سخن كه :
--> ( 110 ) - ق ( س 71 - 11 ) يرسل . ( 111 ) - ق ( س 71 - 11 ) و يمددكم .