مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
291
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
قولى و اجابت . و آنچنان بود كه : چون دانستند كه : پوشش ايشان مطلوب از دعوت است نه كشف ، اسباب پوشش را بالفعل مهيّا داشتند از : انگشتان به گوش درآوردن ، و جامه در سر كشيدن ؛ كه در اين جمله اظهار عدم قبول دعوت است به سمع و طاعت . تا بسبب اين فعل طالب استتار وجود خود گشتند ؛ به آنكه غيرت حق دررسد ؛ و افناء وجودات متعيّنهء ايشان كند . اگر گوئيد كه : چون مقصود از آن اين معنى بود ، استتار به ثياب معهوده چه فايده دهد ؟ ؟ گوئيم كه : اين امّا كه « 107 » از قصور فهم ايشان بود از اشارت نوح - ع - ، يا مع فهم « 108 » هذا استهزا نيز مىكردند « 109 » به ظاهر ، تا آيت قهر زودتر رسد . ففى « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ » إثبات المثل و نفيه ، و بهذا قال عن نفسه - صلعم - إنه أوتي جوامع الكلم . فما دعا محمّد - صلعم - قومه ليلا و نهارا ، بل دعاهم ليلا فى نهار ، و نهارا فى ليل . قال بمعنى اخبر است . يعنى : اخبر عن نفسه . و فاعل وى رسول - صلعم - . و انه - كه واقع است بعد از وى - بفتح همزه بايد . مفهوم كلام اين است كه : اللّه - تعالى - جمع كرد از براى نبىّ - صلعم - در قوله « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ » ميان اثبات و نفى ، مر مثل [ را ] در يك آيت . يا نيم آيت ؛ - چنان كه گفته شد به شرح و بسط - و بسبب اين جمع ميان تنزيه و تشبيه محمّد - صلعم - فرمود كه : اوتيت بجوامع الكلم - يعنى : قرآنى كه حق به من داده جامع جميع حقايق و معانى است كه از حق بجميع انبياء منزل
--> ( 107 ) - ن : كه اين از قصور ( ت ) گوئيم كه از قصور ( ش ) - بدين معنى : « يا كه از قصور . . . » ( 108 ) - ن : مع فهمهم ( ش ) . ( 109 ) - ن : مع هذا فهم استهزا نمىكردند ( ت ) .