مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
287
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
دعوت واجب است كه سعى و اجتهاد در إنباء به آنچه ممكن است آن را به اقصى الغاية رساند . و اگر علّم - بتشديد لام - خوانيم ، معنى چنين گوئيم كه : همچنانكه نوح اشاره كرد مر علماء باللّه كه عرفااند كه نوح به لسان ذمّ ثنا گفت مرقوم را ، بطريق تضمين ، تعليم نيز كرد ايشان را ؛ كه قبول ناكردن دعوت سبب اتيان او بود به فرقان . و هرآينه هر كه تعليم كند كسى را به چيزى خود نيز به آن عالم بود . پس اگر علّم خوانيم ، مفيد هر دو معنى باشد . و على التّقديرين اخبار از اين فايده آن دهد كه : نوح - ع - از مقام خويش خبر داده باشد كه : « مقام فرقان مرا است نه مقام قرآن ؛ با آنكه اگرچه بمقام جمع [ كه آن قرآن است ] عارفم ، امّا مأمورم به آنكه ايشان را به مقام تفصيل آن [ كه فرقان است ] دعوت كنم ؛ و مرتبهء من در دعوت اين است : قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ » « 99 » و در قوله : « و من اقيم في القرآن ان لا يصغى الى الفرقان » اشارتى است به اين معنى ؛ كه گفتيم كه : هر كس را كه به مرتبه و منصبى نصب كردهاند ، از آن تجاوز نمىتواند كرد ؛ و در مرتبهء ديگر مدخل نمىتواند ساخت « 100 » . و قوله « و لهذا ما اختص بالقرآن الا محمّد - صلعم - » كه بعد از اين خواهد گفت ، مؤيّد اين سخن دان . پس هر كسى كه او را بمقام جمع بازداشته باشند ، جمع ميان تشبيه و تنزيه در دعوت و معرفت تواند كرد ؛ و گوش به تفصيل مجرد نكند ؛ يعنى : طرف تنزيه مطلق يا تشبيه مطلق نگيرد ؛ كه آن فرقان است . و قائلان به فرقان و قرآن منحصرند در سه قسم :
--> ( 99 ) - ق ( س 2 - 60 ) قد . ( 100 ) - ن : مدخل نمىتوانند كرد ( ت ) .