مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
280
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
و مخالف معبود خويش يافتند ، ازآنروى كه تصوّر ايشان بود ، در استكبار و نخوت و استكثار اذيّت سعى بليغ نمودند ؛ و به اعتراض و تكذيب نوح چندان بكوشيدند ، كه لباس بأس و شقاوت به تمامى بپوشيدند ، تا به آنچه مقتضاى كمال استعداد ايشان بود برسيدند . ارباب نظر و اصحاب خبر در حال ايشان دو طايفه گشتند : آنچه علماء ظاهر و امناء طاهر و ناقلان اخبار و مفسّران اخيار بودند ، از مدلول ظاهر آيت « 80 » تجاوز نكردند ؛ و گفتند كه : ايشان كافران طاغى و مشركان باغى و مستحقّان عذاب اليم و مستعدّان نار جحيماند ؛ و هرآينه همچنين باشد كه هركس كه متابعت فرمودهء خداوند عالم و انبياء نسل آدم نكند ، او را در جريدهء اشقياء ثبت بايد كرد ؛ و از دايرهء سعداء بيرون بايد دانست . امّا آنچه عرفاء عيانى و مخبران از حقايق معانى بود ، گفتند كه : ما جمله را مظهر يك ظاهر ، و مجلاى يك باطن مىدانيم ، كه دائما از غايت ظهور در بطون است ؛ و از كمال بطون در عين ظهور است . و مظاهر را دو قابليّت است : يكى آنكه دائم تجلّى ظهورى نمايد ، و يكى دائم تجلّى بطونى نمايد . آن كه متجلّى در وى به تجلّى اسم الظّاهر تجلّى كند ، و او را قابليّت آن ، و استعداد ظهور باشد ، آثار قبول از وى بظهور رسد ؛ مسلم و مؤمن و مقرّ و منقاد جمله از آن قبيلاند . و آن را كه استعداد و قابليّت ظهور و اظهار نباشد ، مجلاى تجلّى گردد ، امّا به باطن ؛ پس به هر چه متجلّى شود بر وى ، آن را به باطن تلقّى نمايد ؛ و به مقتضاى بطون و باطنيّت آن را نگاه مىدارد ؛ كه هرگز به ظاهر نرسد . مشرك و كافر و ملحد و جاحد و منكر و معاند از آن خيلاند .
--> ( 80 ) - ن : ظاهر آيات تجاوز ( ت ) .