مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
281
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
پس ما هر دو طايفه را نظرا على اصل استعدادهم و قابليّتهم محقّ دانيم ؛ به آن اعتبار كه : هر يك در مرتبهء خويش بر حقّ مقتضيات خويش قيام نمودند ، و اداء آن چنان كه حق آن بود كردند . و امّا نجات از دركات ، كه منزلى است از منازل مكافات ، و يافت درجات عاليات در جنّات ، اگرچه از ايشان [ كه تو ايشان را اهل كفر و طغيان مىخوانى ] فوت شد ، ليكن بدان كه : آن به نسبت با مقتضيات ذوات ايشان كمال نيست ؛ كه كمال كلّ شىء فيما خلق له . بنابراين تقرير كه كرده شد ، اگر در اين فصّ بر تو از تقرير تأويل شيخ - قدّس سرّه - چيزى پوشيده شود ، انكار مكن ؛ كه آن را به اين معنى تنزيل فرموده است كه گفتيم ؛ نه آنكه او با تو مخالف است در آنكه : تو قوم نوح را از فرق ناجيه نمىدانى ؛ و او از فرق ناجيه مىخواند ؛ لا ، بلكه او نيز در مرتبهء ظاهر با تو موافق است ؛ امّا تو قدم در مرتبهء باطن - كه مقام او است - نمىتوانى نهاد . هان ، مُنكر دانا مشو از نادانى * نى هر چه ندانى تو ، نداند دگرى « 81 » و اللّه اعلم . اكنون بدان كه : معنى قوله « و لو انّ نوحا . . . الى آخره » اين است كه : اگر نوح - ع - در دعوت خويش ، جمع ميان تنزيه و تشبيه كردى ، چنان كه در قرآن ، حقّ - تعالى - جمع فرموده است در آيت مذكوره ، البتّه قوم او آن دعوت را اجابت كردندى ؛ و به طاعت و عبادت درآمدندى . چرا ؟ از بهر آنكه : چون ايشان رمزى از تشبيه بشنودندى مناسبتى ميان خود و او يافتندى . ازآنروى كه ايشان در تشبيه صرف بودند ؛ كه اثبات صفات كماليّه مر اوثان و اصنام
--> ( 81 ) - ن : منكر نشوى حالت درويشان را - * نى هر چه ترا نيست كسى را نبود ( ت ) .