مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
279
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
نيست ؛ تا باز سر مقصود فصّ و لطائف آن رجوع كنيم . بارى ! عذاب اليم حق چون دررسيد . دمار از روزگار آن فجّار برآورد . در باغ رسيدشان تگرگى * و از گلبُنشان نماند برگى چون اين قصّه را بدانستى ، و اين قضيّه را معلوم كردى ، بدان كه : شيخ - قدس سرّه - اين آيات واضحة الدّلالات را در لباس تأويلات درآورده ، و از آنجا كه اطّلاع او به حقايق امور است ، اسرارى از آن بيان مىفرمايد . چنان كه گفته است : لو ان نوحا جمع لقومه بين الدّعوتين لاجابوه . و پيش از دانستن معنى جملهء شرطيّه بدان كه : نوح پيغمبر - ع - كه شيخ المرسلين بود ، حق - جلّ جلاله - او را به رسالت و دعوت به راه هدايت ، در ميان قومى فرستاد كه اصنام را « شركاء اللّه » ساخته بودند ؛ و خانهء دل را بكلّى از نور هدايت پرداخته ؛ از فرمان رحمان خارج شده ؛ و در عبادت اوثان داخل گشته ؛ حق واحد احد ، مصالح حال دنيا و آخرت ايشان ، به حكمت كامله ، در آن ديد ، كه : نوح در ميان ايشان به دعوت مشغول گردد ؛ و از عبادت تعيّنات جزئيّه تقييديه ، ايشان را دلالت كند ، بر احديّت عين واحد احد صمد - كه اوصاف سلبيّهء او اين است كه : لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ « 78 » - چرا كه : واجب در عبادت ، عبادت واحدى است كه اصل كثرات او است . يعنى : هر چه پيدا شد ، از او پيدا شد . پس نوح قوم را از عبادت كثرات متعيّنه كه آلههء مجعولهء ايشان بود - منع كرد . و به عبادت واحد حقيقى امر فرمود ؛ تا ايشان از شبههء تشبيه به نزهت تنزيه « 79 » آيند . و حقّ بىشبيه را از شبهات جسمانيّات تنزيه كنند . از آن سبب به تهديد و وعيد ايشان مشغول گشت . قوم چون دعوت نوح را منافى معهود ،
--> ( 78 ) - ق ( س 112 - 4 و 5 ) لم يلد . ( 79 ) - ن : تشبيه به تنزيه تنزيه آيند ( ت ) .