مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
274
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
سابقه . و على التقديرين نصبيّت او به « حال » باشد . قال اللّه تعالى « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ » فنزّه ، « وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ » « 63 » فشبّه و قال - تعالى - « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ » فشبّه و ثنّى ، « وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ » فنزّه و أفرد . علما را خلاف است در آنكه : كاف در « كمثله » زايد است ؟ يا غير زائد ؟ بعضى برآنند كه : زايد است . پس معنى وى تنزيه باشد . چرا كه : از قوله « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ » اين لازم آيد كه : او را مثل بههيچوجه از وجوه نيست . قوله « وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ » تشبيه باشد . از بهر آنكه : اطلاق سمع و بصر بر مالك و بر عبد مىكنند پس در وى هم تنزيه باشد و هم تشبيه . و بعضى برآنند كه : كاف در وى زائد نيست . پس بجاى « مثل » باشد . يعنى : « ليس مثل مثله شىء » و نفى مثل از مثل خود كرده باشد و اثبات مثل كرده است ؟ مثلى كه مثل از او منفى بود . و اين عين تشبيه است . و تنزيه در اين قول باشد كه : وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ . كه در علم بلاغت گفته باشند كه : هرگاه كه مبتدا ضمير باشد مقدّم بر خبر ، و خبر وى معرّف به لام بود ، فايدهء حصر دهد . پس معنى اين باشد كه : او است تنها كه سميع است و بصير است . و اين عين تنزيه باشد . چرا كه : تنزيه ذات او از سمع و بصر كرده است ؛ كه آن نقص است ؛ با آنكه آلت مخلوق است ؛ واد - تعالى - منزّه است از آلت ؛ چنان كه گفتهاند در معتقدات كه : سميع بلا سمع ؛ و بصير بلا بصر . و اثبات سميعى و بصيرى حق را كرده باشد . پس از اين آيت مذكوره به تقدير كاف زائده : نيمهء اوّل آيه تنزيه باشد و نيمهء ديگر تشبيه . و به تقدير غير زائده : نيمهء اوّل آيه تشبيه باشد و نيمهء ديگر تنزيه .
--> ( 63 ) - ق ( س 42 - 11 ) ليس .