مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )

256

نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )

يا گوئيم كه : آن لفظ را احتمال چند معنى باشد . و هر معنى از آن محتمل چند وجه باشد ؛ خواه كه ايشان آن را بدانند ؛ و خواه كه ندانند ؛ بلكه آن را به نسبت با هر شخصى و هر استعدادى مفهومى باشد ، مغاير مفهوم آن ديگر . قوله - تعالى - « أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها » « 19 » اشارتى بر اين معنى دان . و اگر چه رسول - صلعم - از آن معنى به اين لفظ خبر فرموده كه : إنّ للقرآن ظهرا و بطنا و حدّا و مطلعا ، امّا به حكم آنكه هر چه كلام اللّه است ، اطلاق اسم القرآن به آن كنند ، اين مخصوص به قرآن منزل به محمّد - صلعم - نباشد ؛ بلكه از خاصيّت كلام اللّه بهر لفظ كه باشد ، به لسان هر قوم كه باشد ، به وضع آن لسان - خواه عربى و خواه عبرى - كه مفهومات آن متعدّد باشد ؛ و اين نتيجهء تجليّات حقّ است در كلام خود بر آن صاحب فهم و از جعفر صادق - عليه السّلام - منقول است كه گفت : « ان اللّه - تعالى - قد تجلّى لعباده في كلامه و لكنّهم لا يعلمون » . عروسِ معنى قرآن نقاب آنگه براندازد * كه دار الملك ايمان را مجرّد بيند از غوغا فانّ للحقّ فى كلّ خلق ظهورا خاصّا « 20 » : فهو الظّاهر فى كلّ مفهوم ، و هو الباطن عن كلّ فهم إلّا عن فهّم من قال إنّ العالم صورته و هويّته و هو الاسم الظّاهر ، كما أنّه بالمعنى روح ما ظهر ، فهو الباطن . قوله « فإن للحق » تعليل است بر آنكه : مراد از كلام « 21 » ، مفهوم عامّ ناس است ؛ و خصوص ناس [ خواه كه آن كلام عربى باشد - چون قرآن - يا غير

--> ( 19 ) - ق ( س 13 - 17 ) انزل . ( 20 ) - ن : ظهورا فهو ( عف ) . ( 21 ) - در همهء نسخه‌ها به همين صورت است .