مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
247
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
اين طايفه را - كه گفتيم - خبر از حال ختم اولياء نباشد ؛ همچنانكه طايفهء محجوبان كه از آن معاملات ايشان را هيچ نصيبى نيست ؛ و از حيات دنيا جز خور و خواب . و نان و آب نمىدانند ؛ و مانند بهايم و حيوانات مىباشند ؛ « أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ » ، كه ايشان نيز از ختم بىخبرند . « 209 » امّا اگر صاحب اين معامله بعد از جذبات حق ، باز حق تعالى او را وجودى ديگر بخشد . يعنى به صحو بعد المحو رسد ، ايشان در اين حكم داخل نباشند ؛ و اجسام و قواى ايشان از انوار تجليّات با نصيب باشد ؛ و به موت طبيعى از آن دولت محروم نمانند . « وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ فَرِحِينَ » « 210 » . و در كلام حق - جلّ جلاله - ايشان را از ديگران مستثنى گردانيده ؛ چنان كه فرمود : فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ « 211 » . اللّهم اجعلنا من جملتهم و احشرنا فى زمرتهم . مطالعهكنندگان اين سخنان - فتح اللّه عين بصيرتهم - بايد كه نپندارند كه : اين مناسبات و تشبيهات كه گفته آمد ، اين ضعيف از تلقاء نفس خود گفت ، و انگيختهء قوت فكر خود اظهار كرد ، لا ، بل كه : ترجمهء سخن شيخ است - قدّس سرّه - كه در كتاب « التدبيرات » و كتاب « فتوحات » به اين الفاظ تصريح فرموده ، از كشف تمام ، و ذوق با نظام خود . و السّلام .
--> ( 209 ) - ق ( س 25 - 44 ) اولئك . ( 210 ) - ق ( س 3 - 169 ) و لا تحسبن - در قرآن چنين است : و لا يحسبن . . . - در اختلاف قراءات هست ( تفسير عبد اللّه شير - 104 ) . ( 211 ) - ق ( س 39 - 68 ) فصعق .