مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )

239

نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )

در اين خزينه‌اند ، نام ايشان « ممتنع الوجود » است . امّا حضرت وجوب : خزينه‌اى است كه : هر چه در او است ، طالب است از حق - تعالى - كه : مرا به وجود علمى ، پس به وجود عينى ، موصوف گردان ، ازلا و ابدا . و آن خواهندگان را « واجب بالذّات » و « واجب بالغير » خوانند . پس ممكنات نزد اين طايفه « شئون حق » باشد در غيب ذات ؛ و اسماء حق باشد در عين ذات . و اسم غيريّت بر ممكنات ، از جهت تعيّن او ، اطلاق توان كرد ؛ و از آن سبب كه محتاج است به ظهور او ، در خارج به موجدى ، او را « غير » مىتوان گفت . و همان ممكن ، چون متّصف به صفت وجود عينى خارجى گردد ؛ نامش « واجب بالغير » باشد ؛ كه هرگز منعدم نگردد . بلى متبدّل گردد بحسب طريان صور مختلفه بر وى ؛ و متغيّر شود بحسب عوالم ظهور خود . پس به اين تحقيق كه كرده شده فرقى ظاهر گشت ميان وجوب بالغير ، و ميان امكان . كه : وجوب بالغير بعد از اتّصاف به وجود عينى خارجى توان بود ؛ و امكان پيش از وجود ، ثابت است و تدبّر در اين ، و تفكّر چنين ، و يافت آن كما هو حقّه ، چنان كه هيچ گمانى نماند ، جز كسى را كه : [ سعادت ازلى معاون گردد ؛ تا به شرف تشريف كشف ، مشرّف شود . ] دست ندهد . و هر كس كه دل او به نور كشف منوّر شد ، و اين معانى دريافت ، و اين مراتب وجود بدانست - چنان كه حقّ آن است - عالمى را به نور خود منوّر تواند كرد . و هر كس كه اين توفيق نيافت ، و استعدادش به ادراك اين ، وفا نكرد ، چه كند بيچاره ؟ ! كه معذور است ؛ و داخل در « وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ » « 193 » است . بوم اگر ز آفتاب « 194 » بىنيرو است * ضعف از چشم او « 195 » نه از پى اوست

--> ( 193 ) - ق ( س 24 - 40 ) و من . ( 194 ) - اگر از مهر ، بوم بىنيرو است ( ش ) . ( 195 ) - ن : از پى ضعف خود ، نه از پى اوست ( ت ) .