مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
236
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
ممدود باشد ؛ در جرم ، مشيّت متعلّق آن نمىگردد . و جائى فرمود كه : « إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ » « 188 » ، اين ارادت نيز متعلّق است به : اعيان موجودات بحسب استعدادات ايشان ، و قبول استعدادات ، آن معنى مراد را . و جائى فرموده كه : « وَ لَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعِينَ » « 189 » . ليكن اين هدايت ، مر همه را نخواست ، از بهر حكمتى كه آن مقتضاى عدم مشيّت بود . و آن حكمت كاملهء وى - تعالى شأنه - يكى اين است كه : نكند و نخواهد كه كند چيزى ، الّا بحسب استعداد آن محلّ چيز را . پس در موضع انتقام ، رحمت نكند . و در جاى رحمت كردن ، انتقام نكند . و اگر قايلى گويد كه : در اخبار وارد است كه : رحمت ، به فضل فرمايد ، و انتقام به عدل و صفت « ارحم الرّاحمين » نزد اسم « المنتقم » شفاعت كند . پس مراد از اين جمله ، آن نباشد كه : فضل و عدل نه در مقابل فعل است و عمل . جواب گوييم كه : اين نيز هم راجع است به استعدادى و استحقاقى از عبد ؛ كه آن مخفى است : هم از نظر عبد ، و هم از نظر غير . و جز حق - تعالى شأنه - به آن استحقاق مطّلع نيست . پس آن فضل هم بحسب استعداد ، و آن عدل هم بحسب استحقاق باشد . و ديگر اخبار مؤيّد اين سخن است كه وارد گشته به آنكه : در روز قيامت بنده را در حساب گاه ، حاضر گردانند ؛ و ميزان اعمال او بردارند ؛ و سيّئات او بر حسنات او راجح آيد ؛ و امر رسد كه : « او را به دوزخ بريد » بنده نوميد گردد از بهشت ؛ و روى سوى دوزخ آورد . پس امر آيد كه : « او را باز گردانيد كه او را نزد ما چيزى هست كه او آن را نمىداند . » بنده گويد : « يا ربّ العزّة من به خود هيچ ديگر نمىيابم ؛ و در ديوان اعمال من
--> ( 188 ) - ق ( س 36 - 82 ) انما أمره . ( 189 ) - ق ( س 6 - 149 ) و لو شاء .