مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
237
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
هيچ ديگر مكتوب نيست . » حضرت « 190 » او را روشن گرداند كه آن چيست ؟ تا بدانند كه : عطا بحسب استعدادات و مقتضيّات ذات هركس است . و لهذا عدل بعض النّظار إلى نفى الامكان و إثبات الوجوب بالذّات و بالغير . و المحقّق يثبت الامكان و يعرف حضرته ، و الممكن و ما هو الممكن و من أين هو ممكن و هو بعينه واجب بالغير ؛ و من أين صحّ عليه اسم الغير الذى اقتضى له الوجوب و لا يعلم هذا التّفصيل إلّا العلماء باللّه خاصّة . قوله « و لهذا » تعليل و اشاره است بر آنكه : چون طايفهاى از اصحاب عقول ضعيفه جائز داشته بودند بر حضرت حق - جلّ جلاله - كه از وى افعالى كه مناقض حكمت باشد ، به حكم يفعل ما يشاء صادر گردد ؛ و ندانسته بودند كه : افعال حق - تعالى - بحسب مراتب او است در اسماء و صفات و مقتضيات هر يك از آن ؛ تا جز به مقتضاى حكمت نباشد . بعضى از نظّار و متحذلقان روزگار ، عدول كردند ؛ و از اين راه و مرتبه ، امكان را نفى كردند ، و اثبات دو چيز بيشتر نكردند : يكى - اثبات واجب بالذّات . و دوم - واجب بالغير . پس بجز وجوب را مثبت نيستند . و وجود امتناع ممتنع مىدانند . و نفى جواز و امكان مىكنند . و شيخ مىگويد كه : طايفهاى از محقّقان و از موحّدان « 191 » امكان را اثبات مىكنند ؛ و مرتبهء امكان و حضرت آن را مىدانند ؛ و ممكن را مىشناسند كه : چگونه ممكن است ؟ و امكان ممكن از كجاست ؟ و آن است كه : بعينه واجب بالغير است . و اين اسم غريب از كجا بر وى اطلاق توانند كرد ؟ كه آن مقتضى وجوب است ؛ و عالم بر اين تفصيل ، علماء باللّهاند خاصّ ؛ كه جز ايشان به اين علم ، شعور ، و به اين سرّ ، وقوف ندارند . و اللّه اعلم .
--> ( 190 ) - ن : از حضرت او را ( ك ) . ( 191 ) - ن : طايفهاى از محققان موحدان ( ت ) .