مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
233
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
اعتبار در يمين و يسار ، از توجّه به قبله ، يا جهتى معيّن ، مىتوان كرد . و آنچه اين ضعيف را روى نمود ، جز اين نبود . اگر مطابق واقع است ، فهو المراد . و الّا قسم اوّل معين كه : غير معلوم ما است ، آنچه شيخ گفته ؛ كه ادب رخصت نمىدهد كه گوئيم : « شيخ اين سخن نادانسته گفته » . چه « كامل » هر چه گويد ، دانسته گويد ؛ نقصان و قصور از طرف ادراك و فهم ما است . و بعضى از شارحان گفتهاند كه : يمين شكل مرئى در هرآينه كه باشد ، پيوسته مقابل يمين رائى نمايد ؛ و يسار مقابل يسار . چرا كه : رائى چون مستقبل قبله باشد ، مثلا روى شكل نيز در آينه هم مستقبل قبله است ؛ و آنچه رائى در مرآت مىبيند ، قفاى وى است . و از آن روى كه شكل مرئى در آينه ، همه روى است ، او را قفا نيست ؛ و همه ، روى مىنمايد . و به اين اعتبار ، هميشه يمين يمين نمايد ؛ و يسار يسار . و اين قول جاى نظر است كه : وجه و قفا در جرم كثيف توان اعتبار كرد ؛ و در آينه آنچه مىنمايد جز عكس وجه رائى نيست . و شيخ اين ضعيف در اين فن شرف الدين داود قيصرى - قدّس سرّه - گفته كه : اگر يمين و يسار اعتبارى ؛ اعتبار مىكنى ، اولى آنكه چنين گويى كه : يمين و يسار در آينه ، به اعتبار جهت مرئى و رائى است ؛ كه چون جهت توجّه وجه از هر يك در مقابل يمين و يسار ، وجهين مختلف است ، هرآينه يمين ، يسار باشد ؛ و يسار يمين . امّا باعتبار تقابل فقط ، بلا اعتبار جهت ، يمين هر يك و يسار هر يك ، مقابل يمين ، و يسار آن عكس افتاده باشد . نمىبينى كه : اگر انگشتى را بر روى راست نهى ، و در آينه نگاه كنى ، هيچ شكّى ترا نيايد در آنكه : انگشت به حقيقت بر روى راست نهاده ؛ و آن روى كه در آينه مىنمايد ، به حقيقت عكس اين روى تو است ؛ نه غير آن . امّا تو توهّم مىكنى از آن روى كه در آينه مىنمايد كه : انگشت بر روى چپ نهاده است ؛ و فى الواقع چنان نيست .