مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
204
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
آنگاه كه در مقام ظلمتآباد شب طبيعت و جسميّت و عنصريّت نشأت دنيوى قرار گرفتند ، همچون ستاره و ماه كه در شب ، ظهور كنند ، پيدا شدند . همچنين بود حال خاتم اولياء ؛ كه همهء اولياء نور ولايت از مشكات وى گرفتند . و او ولىّ بود ؛ و آدم ميان آب و گل بود . و غير او از اولياء ، تا شرائط ولايت - كه آن تخلّق با خلاق اللّه است - در ايشان پيدا نشد ، ولىّ نگشتند . و شرائط ولايت آن است كه : سالك از خيالات وهمى منزّه گردد ؛ و از و از صفات نفسى مطهّر شود ؛ و از قيود جزئى مخلص گردد ؛ و وجودات فعلى و صفاتى و ذاتى خود را در افعال و صفات و ذات حق فانى كند ؛ آنگاه او متخلّق به اخلاق الهى بود ؛ آن زمان ولىّ باشد . و اسمى از اسماء ذات حق ، ولىّ است كه « وَ هُوَ الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ » « 125 » . پس اين ولىّ ، مظهر اسم آن ولىّ گردد . فخاتم الرّسل من حيث ولايته ، نسبته مع الختم « 126 » للولاية نسبة الأنبياء و الرّسل معه ، فإنه الولىّ الرّسول النبىّ . و خاتم الأولياء الولىّ الوارث الآخذ عن الأصل المشاهد للمراتب . « مع » بمعنى « الى » است در اين دو موضع ؛ يعنى : نسبته الى الختم « 127 » و الرّسل الى الختم . اين سخن از براى دفع وهم متوهّم ، مكرّر كرد كه : امكان آن هست كه كسى توهّم كند كه : ديگر انبياء و رسل ، ولايت از مشكات خاتم ولايت اخذ كنند ؛ و خاتم رسل نه چنين بود . مىگويد : نسبت خاتم رسل با خاتم اولياء همان نسبت است كه ديگر انبياء با وى . از بهر آنكه : خاتم رسل - صلعم - رسول و نبىّ و ولىّ است ، رسالت و نبوّت ،
--> ( 125 ) - ق ( س 42 - 28 ) و هو . ( 126 ) - ن : مع الخاتم للولاية ( عف ) . ( 127 ) - ن : الى الخاتم و الرسل ( ت ) .