مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
205
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
ظاهر او ؛ و ولايت باطن او بود . و خاتم اولياء مظهر ولايت مقيّدهء او در ظاهر ، در زمان غيبيت او ؛ چنان كه ديگر انبياء همه مظهر نبوّت مقيّدهء او بودند در ظاهر ، قبل از ظهور طينت او . و در آخر اين سخنها [ چنان كه از پيش ، وعده رفت ] بحثى مستوفي ، كرده شود در « ولايت مقيّده و مطلقه ، و نبوت مقيّده و مطلقه ، و خاتم ولايت مقيده و مطلقه » إن شاء اللّه تعالى . و هو حسنة من حسنات خاتم الرّسل محمد - صلعم - مقدّم الجماعة و سيّد ولد آدم فى فتح باب الشفاعة . فعيّن حالا خاصّا ما عمّم . و فى هذا الحال تقدّم على الأسماء الإلهيّة فإنّ الرّحمن ما شفع عند المنتقم فى أهل البلاء إلّا بعد شفاعة الشّافعين ففاز محمّد - صلعم - بالسيادة فى هذا المقام الخاص . فمن فهم المراتب و المقامات لم يعسر « 128 » عليه قبول مثل هذا الكلام . يعنى : خاتم ولايت صورت حسنهاى است از حسنات محمّد خاتم رسل - صلعم - و آن ، درجهء عاليهء اوست كه « مقام محمود » و « وسيله » نام آن است « 129 » . پس چنان باشد كه : خاتم ولايت ، مظهر اين درجهء محمدى باشد كه محمد - صلعم - مقدّم جمع انبياء است ؛ و سيّد ولد آدم است در فتح باب شفاعت . چنان كه در خبر مشهور مسطور است كه : چون خلايق در روز قيام قيامت از خاك سر بردارند ، و بمحشر آيند ، اند سال در حيرت ، جمله مهر سكوت بر در دهان نهاده باشند كه هيچ يك را مجال گفتار نبود . باتفاق بر آدم آيند ، و گويند : « اى پدر ! فرزندان را درياب ؛ و در حضرت از براى ما سخنى گوى » . گويد كه : امروز سخن گفتن وظيفهء من نيست ؛ بر ابراهيم روند ؛ تا او چه مىگويد ؟ او نيز همان گويد كه آدم
--> ( 128 ) - ن : لم يعسره عليه ( ك ) . ( 129 ) - ن : مقام محمود وسيلهء نام او است ( ت ) .