مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )

197

نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )

جواب گوئيم كه : اگر چنين است كه : خاتم ولايت ، متابعت ، شريعت صاحب خاتم رسالت كند ، امّا اين متابعت ، در مقام وى هيچ قدحى نكند . و نقض سخن ما در متبوعيّت وى ، به اين نتوان كرد ؛ از بهر آنكه شخص ، شايد كه از وجهى تابع باشد ؛ و از وجهى متبوع . و از وجهى فروتر بود ؛ و از وجهى برتر . چنان كه خاتم ولايت از وجه ولايت ، متبوع است ؛ كه همه از وى ، ولايت گيرند . و از وجه شريعت ، تابع ؛ كه پيروى شريعت مصطفى كند . و در ظاهر شريعت مثل اين ظاهر گشت ؛ و آن مؤيّد قول ما است كه : مىتوان بود كه : از وجهى انزل باشد ؛ و از وجهى اعلى . چنان كه گفته : و قد ظهر فى ظاهر شرعنا ما يؤيّد ما ذهبنا إليه فى فضل عمر فى أسارى بدر بالحكم فيهم ؛ و فى تأبير النّخل . و آن چنان بود كه : در زمان رسول - صلعم - چون به غزاى بدر ، مهاجر و انصار حاضر شدند ، و غلبه مسلمانان را بود ، و اسير بسيار بياورند ، بدان سبب حق - جلّ و علا - عتاب فرمود با رسول - صلعم - كه : « ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ » « 105 » . يعنى : سيّد البشر به حكم « وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ » « 106 » با صحابه مشورت فرمود كه : با اين اسيران چه كنيم ؟ . رأى عمر اين بود « 107 » كه : خويش و تبار هر يك را به هر مسلمان بايد داد ؛ تا به تيغ و تبر ، وجود ايشان زير و زبر گرداند .

--> ( 105 ) - ق ( س 8 - 67 ) ما كان . ( 106 ) - ق ( س 3 - 159 ) و شاورهم . ( 107 ) - ن : رأى وزير صاحب غيرت امير المؤمنين عمر - رض - اين بود كه : خويش ( ش - ت ) .