مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
198
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
و رأى ابو بكر آن بود « 108 » كه : ايشان را بفروشيم تا صحابه و مهاجران را غنيمت و يسر حاصل شود . سيّد كونين ، رأى صديق « 109 » اختيار كرد . چرا كه : رحمت عالميان بود ؛ پس بدان سبب معاتب شدند . و در يك صورت ديگر كه : « تأبير نخل » است ، و آن چنان بود كه : عادت چنان بودى در عرب كه : پارهاى از طلع نخلى كه آن را « ذكر » گفتندى ، برداشتندى و در ميان خوشهء نخلى كه آن را « انثى » گفتندى ، تعبيه كردندى ؛ هر سالى چنين كردندى تا خرما نيكو و فربه بودى . رسول - صلعم - يك سال ايشان را از اين فعل كه آن را « تأبير » خوانند ، منع فرمود ؛ و آن سال خرما نبود . صورت حال با حضرت رسالت عرضه داشتند ، فرمود كه : « أنتم اعلم بأمور دنياكم » ، شما به كار دنياوى خود داناتريد از من كه محمّدم . بعد از اين چنان كه مىدانيد مىكنيد . پس در اين صورت ، فضيلت عرب ثابت كرد ؛ و در آن صورت ، فضيلت عمر ظاهر شد ؛ و حال آنكه محمّد بهتر و مهتر جميع موجودات است . پس اثبات اين فضيلت ، هيچ كس از ايشان ، بر آن ندارد كه گويد : ايشان فاضلتر از محمّد بودند . و هيچ نقصى در مراتب عاليهء محمّدى پيدا نشد . پس شايد كه كسى از وجهى فاضل بود ، از وجهى مفضول . فما يلزم الكامل ان يكون له التقدّم فى كل شىء و فى كلّ مرتبة ، و انّما نظر الرّجال إلى التقدّم فى رتب « 110 » العلم باللّه . هنا لك مطلبهم . و اما حوادث
--> ( 108 ) - ن : رأى خليفه صاحب حلم صديق اكبر ، امير المؤمنين ابو بكر . آن بود كه ( ش - ت ) . ( 109 ) - ن : سيد كونين ، رأى صديق صدّيق اختيار كرد ( ش - ت ) . ( 110 ) - ن : فى رتبة العلم باللّه ( عف ) .