مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )

196

نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )

ولايت ، صفت الهى است ؛ چنان كه فرمود : « وَ هُوَ الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ » « 103 » و قال تعالى : « اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا » « 104 » . و صفات الهى ازلى و ابدى باشد . پس ولايت دائما باشد . و وصول به حضرت الهيّت ممكن نيست هيچ‌كس را ، از نبىّ و غير نبىّ ؛ الّا به ولايت . پس انبياء از آن روى كه صاحب ولايت‌اند ، حق را نبينند ، جز از مشكات خاتم اولياء . چون حال انبياء در رؤيت چنين است ، ولىّ كه نه نبى بود ، بطريق اولى ؛ كه او نيز از مشكات خاتم اولياء بيند . و در اين عبارت كه فرمود : « اعنى نبوّة التشريع » لطيفه‌اى است . و آن لطيفه اين است كه : نبوّت و رسالت منقسم بر دو قسم است : قسمى : تعلّق به تشريع دارد ، كه آن اوامر و نواهى است از حقّ بر خلق به‌واسطه انبياء عليهم السّلام و آن انقطاع پذيرفت . و قسمى ديگر : خبر دادن از حقايق الهى و اسرار غيب و اظهار اسرار عالم ملك و ملكوت و كشف اسرار ربوبيّت است ؛ و آن منقطع نمىگردد ؛ و آن را « إنباء » گويند . و إن كان خاتم الأولياء تابعا فى الحكم لما جاء به خاتم الرّسل من التشريع ، فذلك لا يقدح فى مقامه و لا يناقض ما ذهبنا إليه ، فانّه من وجه يكون انزل كما انّه من وجه يكون اعلى . اين جواب است از سؤالى مقدّر ؛ و سؤال اين است كه : چون در خبر چنين آمده كه : خاتم ولايت [ كه آن عيسى است عليه السّلام ] چون به خاتميّت ولايت ، ظهور كند ، در حكم شريعت تابع خاتم رسالت بود ؛ كه آن محمّد رسول اللّه است . پس ، چگونه متبوع ، تابع بود ؟ چون تابع گشت ، متبوعيّت نماند .

--> ( 103 ) - ق ( س 42 - 28 ) و هو . ( 104 ) - ق ( س 2 - 257 ) اللّه .