مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
195
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
خازن به امر سلطان ، هر يك را چنان كه فرموده از خزانه چيزى مىرساند . و چون سلطان از وى چيزى طلبد ، به سلطان برساند . در اين عطا كه خازن از خزانهء سلطان كند ، هيچ عاقل ، خزانه دار را بر سلطان تفضيل نكند ؛ و در مرتبهء سلطان هيچ نقصى پيدا نشود . لا ، بل ، جناب [ السلطان ] اعلى من ان يتصرّف في ماله بنفسه ، همچنين بدان كه : خاتم اولياء ، خزانه دار ولايت محمّدى است ؛ و جميع انبياء و اولياء تبع و حواشى او . « آدم و من دونه تحت لوايى » مخبر از آن معنى است . پس رسل كه خاصگيان سلطان انبياءاند ، اگر حق بينند ، از مشكات خاتم رسل بينند . و اولياء - كه مراتب ايشان فروتر از مراتب رسل است - چون حق بينند ، از مشكات خاتم اولياء بينند ؛ بلكه رسل نيز هم از مشكات خاتم اولياء بينند ؛ و از آن روى كه هر يكى از رسل ، صاحب نبوّت و ولايتاند ، هر يك از حصّه ولايت خود ديده باشند ؛ كه صاحب جمع آن حصص ، خاتم اولياء است . فإنّ الرّسالة و النبوة - [ اعنى نبوة ] التّشريع و رسالته - تتقطّعان « 100 » ، و الولاية لا تتقطّع « 101 » أبدا ، فالمرسلون ، من كونهم اولياء ، لا يرون ما ذكرناه إلّا من مشكاة خاتم الأولياء ، فكيف من دونهم من الأولياء ؟ . به درستى كه رسالت و نبوّت تشريعى هر دو منقطع گشتند ؛ و به آخر رسيدند چنان كه به محمّد رسول اللّه - صلعم - ختم شد « 102 » . و از بهر آن نبوّت تشريعى انقطاعپذير شد ، كه رسالت و نبوّت ، از صفات كونى زمانى است . و چون زمان آن منقطع گشت ، آن نيز منقطع شد . ليكن ولايت ، قطعا منقطع نگردد . چرا كه : چون
--> ( 100 ) - ن : تنقطعان ( عف ) . ( 101 ) - ن : لا تنقطع ( عف ) . ( 102 ) - ن : چنان كه به محمد رسول اللّه - صلعم - رسيد ختم شد ( ت ) / . . به آخر رسيد و ختم شد ( ش ) .