مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
188
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
محقق است كه : صورت خود ، چنان كه خود او است ، نديده ، الّا در حق ؛ بر مثال آينه در اين عالم ؛ كه چون در مقابل شخص آيد ، شخص صورت خود در آن ببيند ؛ و آينه را نبيند . و در اين حال مىداند كه صورت خود [ را ] « 88 » نديد الّا در آينه . فأبرز اللّه ذلك مثالا نصبه لتجليه الذاتى ليعلم المتجلّى له ما رآه و ما ثمّ مثال اقرب و لا اشبه بالرّؤية و التّجلى من هذا . و اجهد فى نفسك عند ما ترى الصّورة فى المرآة أن ترى جرم المرآة لا تراه ابدا البتّة حتّى إنّ بعض من ادرك مثل هذا فى صور المرايا ذهب إلى أنّ الصّورة المرئيّة بين بصر الرّائى « 89 » و بين المرآة . ذلك اشاره است به مرآة ؛ و به اعتبار ما بعد كه آن « مثالا » است به صيغهء تذكير گفته ؛ گويا در اين تقدير است كه : ذلك مثال أبرزه اللّه . و هم از اين جهت است كه گفته : نصبه - به صيغهء تذكير - و شايد كه : تذكير ضمير در هر دو به اعتبار آن بود كه : مرآت جرمى است . و جرم مذكّر است . و « ما » در « ما رآه » موصول است ؛ يعنى : الّذى راه . و محلّ از اعراب ، نصب است ؛ كه مفعول « يعلم » « 90 » است . و « ما » در « ما ترى » ماء مصدريّه است ؛ يعني : عند رؤيتك الصورة في المرآة . يعنى : اللّه تعالى ظاهر گردانيد آينه را ، تا مثالى بود اهل عالم را مر تجلّى - ذاتى حق بر خلق ؛ تا چون نظر كنند در آينه ، جز صورت خود نبينند . پس بدانند كه : ذات الهى نتوان ديد ، الّا وقتى كه تجلّى اسمايى فرمايد از وراى حجاب نورى . و هيچ مثالى به فهم نزديكتر و به ديدن تجلّى مانندهتر از آينه نيست . تو جهد كن تا در حالت صورت خود در آينه ديدن ، هيچ مىتوانى كه جرم مصقول آينه را
--> ( 88 ) - ن : صورت خود ديد الا ( ك ) . ( 89 ) - ن : بصر الذاتى و بين ( ت - ش ) . ( 90 ) - ن : مفعول ليعلم است ( ش - ت ) .