مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )

187

نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )

بعضى از مقامات ؛ و به ربوبيّت ظهور مىكند ، آن را « تجلّى شيطانى » گويند . و چون سالك از رقّ قيود خلاص نيافته باشد ، از راه مىافتد ؛ و دعوى ربوبيّت مىكند . فرق ميان تجلّى شيطانى و تجلّى رحمانى به چه چيز توان كرد ؟ . جواب گوييم كه : فرق ميان تجلّى شيطانى و تجلّى رحمانى آن است كه : شيطان ، تجلّى به استعداد جزئى شخص ، تواند كرد . و اشتباهى كه مىافتد از آن است . امّا حضرت عزّت - جلّ جلاله - چون تجلّي فرمايد ، بر استعداد كلّي بنده فرمايد ، كه آن عين متجلّى له است ؛ و شبهت و غلط را در آن ، راه نيست ؛ آن است تجلّى رحماني . پس بنا بدين مقدّمات ، محقّق گشت كه : متجلّى له - كه بنده است - در حالت تجلّى حق بر وى ، بجز صورت خود در آينهء حق - جلّ جلاله - نبيند ، كه رسول - صلعم - از آن معنى ، بدين عبارت خبر فرمود كه : « المؤمن مرآة المؤمن » . و مؤمن اوّل ، اسم حقّ است . و مؤمن ثانى ، اسم بنده . از آن جهت كه : چون مىبيند ، خود مىبيند . هر دو را بنام « مؤمن » خواند . فهم من فهم . و ما رأى الحقّ و لا يمكن أن يراه مع علمه أنّه ما رأى صورته إلّا فيه : كالمرآة فى الشّاهد اذا رأيت « 87 » الصورة فيها لا تراها مع علمك انّك ما رايت الصّور او صورتك إلّا فيها . يعنى : اين بنده كه حقّ - جلّ و علا - بر وى متجلّى شد ، حق را ديده ؛ و ممكن نيست كه حق را چنان كه حق است ، ببيند . از براى آنكه : تا مناسبت تمام ميان بنده و حق حاصل نشود ، رؤيت محال باشد . و اين بنده اگر چه از قيود نفس به رياضت خلاص يافته ، و متخلّق به اخلاق اللّه گشته ، و از جهت حق ، مناسبت حاصل كرده ، امّا آنچه بنده به آن متعيّن گشته از وجود شخصى ، هنوز باقى است . پس مناسبت تمام ، او را حاصل نشده ؛ پس رؤيت ممكن نباشد . و در چنين حال بنده را

--> ( 87 ) - ن : رأيت الصور فيها ( ك ) .