مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
167
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
و اهل حضور دو گروهاند : طايفهاى ، از قبول خود و آنچه قابل آن گشتهاند بدانند كه : استعداد ايشان در ازل ، چه بوده ؟ و اين از آن طايفهاند كه از اثر به مؤثّر سفر كنند . و طايفهء ديگر ، از استعداد خود بدانند : آنچه قابل آن خواهند بود ؛ و به ايشان خواهد رسيد . و اين طايفه از آن قبيلاند كه : از مؤثر سوى اثر آيند . و اين گروه آخرين كه از استعداد خود بدانند كه : چه چيز را قابلاند ، اتمّ و اكمل و اجلّ و افضلاند از گروه اوّل . چرا كه : چنين كس را تا دو معرفت حاصل نگردد ، به اين مقام و اصل نشود : يكى آنكه معرفت عين ثابتهء خود حاصل كند . و دوم آنكه احوال خود در هر زمانى بداند ، و چنين كامل ، به تكميل غير مشغول تواند شد ؛ كه اعيان غير و احوال غير نيز هم مطالعه تواند كرد . كه : « في كِتابٌ مَرْقُومٌ يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ » « 37 » . و من هذا الصّنف من يسأل لا للاستعجال و لا للإمكان ، و إنّما يسأل امتثالا لأمر اللّه فى قوله تعالى : « ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ » « 38 » . فهو العبد المحض ؛ و ليس لهذا الدّاعى همّة متعلّقة فيما سأل فيه من معيّن ، و إنّما همّته فى امتثال أوامر سيّده . فاذا اقتضى الحال السّؤال سأل عبوديّة . و إذا اقتضى التّفويض و السّكوت سكت . و از اين گروه ، آخرين كس باشد كه خواست او نه از جهت استعجال باشد ، « 39 » [ چنان كه طايفهء اوّل بودند از خواهندگان ] و نه از جهت امكان باشد [ چنان كه
--> ( 37 ) - ق ( س 83 - 28 ) فى كتاب - در قرآن چنين است : كتاب مرقوم ( 38 ) - ق ( س 40 - 60 ) ادعونى ( 39 ) - نسخهء ( ك ) در اينجا هم دو مورد را با هم جمع كرده و ابهامى در فهم معنى را موجب مىشود ، ما طبق دو نسخه ( ش - ت ) آن را جابجا كرديم