مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
168
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
طايفهء دوم بودند از خواهندگان ] بلكه خواست او ، و سؤال و دعا و عرض حال او به حضرت ذو الجلال ، از جهت عبوديّت و امتثال فرمان باشد ؛ كه اين بنده دانست كه : حق - عزّ اسمه - امر فرمود عموم خلايق را به آنكه : « مرا بخوانيد و از من بخواهيد كه من اجابتكنندهء دعاام ؛ و وهّاب بسيارعطاام . « ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ » « 40 » . پس از جهت آنكه تا امر آمر حقيقى را : كمرى بر ميانِ جان بندد « 41 » * پس زبان را به خواست بگشايد جان ، كمروار بر ميان بندد « 42 » * تا رخِ امتثال بنمايد اين چنين بندهء خواهنده ، بندهء محض تمام در بندگى باشد ، كه فارغ از حظوظ خود است ؛ و به حضور خود دايما مىداند كه : بحسب استعداد او ، از حق تعالى به وى ، چه فايض گردد ؟ و در آنچه مىطلبد در دعا ، از معيّن و نامعيّن ، او را همّتى متعلّق ، و زبانى متملّق نباشد . اگر حال ، تقاضاى سؤال مىكند به زبان مىخواند ، و مىخواهد . و اگر حال ، تقاضاى تفويض مىكند و سكوت ، كار به حق مىگذارد ؛ و خاموش مىشود . و حقّا كه هرچند بنده به حق عارفتر ، و در مقام توحيد كاملتر ، احوال وى در دعا و تفويض و سكوت بود . چرا كه : وى را از اغراض دنيويّه و اطماع اخرويّه نمانده است . و نظر او دايما با حق باشد در مقام وحدت ؛ و در مظاهر كثيره جمعا و تفصيلا . و از اينجا گفت آن كه گفت : المراد لدى المريد ترك المراد و الاختيار عند الأخيار « 43 » ترك الاختيار . فقد ابتلى أيّوب عليه السّلام و غيره و ما سألوا رفع ما ابتلاهم اللّه [ تعالى ]
--> ( 40 ) - ق ( س 40 - 60 ) ادعونى ( 41 ) - جان دارد ( ش - ت ) ( 42 ) - ن : بر ميان دارد - تا رخ بنمايد ( ش - ت ) ( 43 ) - ن : عند الاختيار ( ت )