مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )

162

نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )

و دوم را « اسمائيّه » گويند به آن معنى كه : مبدأ آن عطا اسمى يا صفتى از اسماء و صفات حق باشد . و مثال آن اينكه : اسم « المنعم » يا « المنتقم » از حضرت خويش نعمتى يا نقمتى به كسى كه مستوجب آن باشد ، برساند . و تميز ميان هر دو عطا ( يعنى ذاتى و اسمائى ) اهل ذوق توانند كرد . و مراد از « اهل ذوق » آن طايفه‌اند كه آنچه در مقام روح و قلب به ايشان متجلّى شده باشد ، آن را به تصرّف نافذ خود ، به مقام نفس ، تنزّل توانند كرد ؛ و از آن در ظاهر ، محفوظ توانند شد ؛ چنان كه در باطن ؛ يعنى كه مكاشفات غيبيّهء ايشان ، معاينات حسّيّهء عينيّهء ايشان شده باشد . نشان ايشان از قرآن كه : تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ « 25 » . كما أنّ منها ما يكون عن سؤال فى معيّن و عن سؤال غير معيّن . و منها ما لا يكون عن سؤال ، سواء كانت الأعطية ذاتيّة او اسمائيّة . انقسام عطايا به ذاتى و اسمايى از جهت فاعل - كه آن اللّه است - مشبّه گردانيد به انقسام آن هم به دو قسم از جهت قابل - كه آن عبد است - به اين عبارت كه : از عطايا بعضى آن باشد كه بنده آن را به زبان بخواهد در كارى معيّن ، مثلا گويد : « اللّهم ارزقني علما نافعا » يا به زبان بخواهد [ و ليكن ] غير معيّن ؛ چنان كه گويد : « اللهم ارزقنى خير الدّنيا و الآخرة » و باشد كه زبان خواست بنده [ كه آن را « زبان قال » گويند ] در ميان درنيايد « 26 » بل طلب و خواست بنده به زبان حال يا زبان استعداد باشد ، خواه كه عطاياى ذاتيّه باشد ، يا منح اسمائيّه . و شيخ به جهت توضيح ، امثله انواع ادعيه و طلب مذكور « 27 » [ به اين عبارت ] فرمود كه : فالمعيّن كمن يقول : ربّ أعطنى كذا فيعيّن امرا ما لا يخطر له سواه . و غير

--> ( 25 ) - ق ( س 83 - 24 ) تعرف . ( 26 ) - ن : در ميان نباشد ( ك ) . ( 27 ) - ن : طلبه مذكوره ( ك ) .