مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )

150

نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )

ظاهر گردانيد در مدح ، پس هر يكى را من وجه مرتبهء ربوبيّت باشد . پس چرا ربوبيّت [ را ] به باطن تنها ، نسبت كرد ؟ و گفت : « و هو ربّكم » . « 384 » يكى ديگر آنكه ، باطن كه ربوبيّت مر او را ثابت كرد ، آلت اتّقاء گردانيد نه متّقى [ بصيغهء اسم مفعول ] و ربّ [ را ] چگونه آلت مربوب توان دانست ؟ امّا جواب از اوّل ، آن گوييم كه : اثبات ربوبيّت مر باطن را از آن جهت مخصوص گشت كه باطن به جهت آنكه منبع انوار ربّانى و مرآت « 385 » تجلّيات رحمانى است ، موصوف به صفت كمال و منعوت به نعت جلال و جمال است ؛ از اين سبب ربوبيّت مر او را طراز اعزاز حال است . و اگر چه باطن من وجه آخر هم مربوب است ؛ كه استفاضهء « 386 » اين كمالات از حضرت ربّ مطلق - عزّ شأنه - مىكند به خلاف ظاهر ؛ كه به جهت نفس منطبعه در وى « 387 » كه أمّارة بالسّوء است و منبع نقايص نفسانى و رذايل بهيمى و حيوانى ، و محلّ تصرّفات شيطانى است ، و عبد مربوب است دايما ابدا ، كه اگر نه از باطن نورانى ، فيض رحمانى به وى رسد ، در حجب ظلمانى و تحت تصرّف قواى جسمانى و هواى شهوانى بماند . و جواب دوم گوييم كه : باطن را اگر آلت اتّقاء ساختيم ، از جهت عبديّت و مربوبيّت او بود ، مر ربّ مطلق را ؛ كه روح مر جسد را ربّ مقيّد است ؛ نه ربّ مطلق . و هر چه ربوبيّت او تقييدى باشد ، و در مرتبهء معيّنه بود ، « 388 » به جهت افاضت ربّ باشد ؛ و به جهت استقامت عبد [ بود ] . ثمّ إنّه تعالى أطلعه على ما اودع فيه و جعل ذلك فى قبضتيه : القبضة

--> ( 384 ) - از قرآن نيست . ( 385 ) - ن : ربانى و مراتب ( ك ) . ( 386 ) - ن : كه استفاضات ( ت ) . ( 387 ) - ن : منطبعه كه در وى است ( ك ) . ( 388 ) - ن : در مرتبه معيد بود ( ك ) .