مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
142
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
عالم است - و ربّ - كه حقّ است - هر يك به يكديگر مفتقر باشند . و جهت افتقار مختلف [ باشد ] . از بهر آنكه : افتقار عالم [ كه مربوب است ] از جهت وجود و كمالات آن است ؛ و افتقار ربّ از جهت ظهور او . و اسماء و صفات او در عالم ، به عين خارجي ؛ كه : « كنت كنزا مخفيّا » در چنين مباحث مشكلگشاى عارفان است . « فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق » بيان [ افتقار ] اين و آن است . اگر اين سر « 339 » بر دل اهل حجاب پوشيده و پنهان است ، نزد عرفا بارى ظاهر و عيان است . امّا اظهار اين سرّ بر نامحرم ، و اخفاى آن از محرم ، در طريقت بر عرفاء ، عين تاوان « 340 » است . فإن ذكرت « 341 » غنيّا لا افتقار به * فقد علمت الّذى بقولنا نعنى « با » در « به » بمعنى لام باشد ؛ يا بمعنى فى . پس اگر گويى كه : حق - جلّ و علا - غنىّ است ، و مر او را هيچ احتياجى نيست ، يا في كونه غنيّا او را افتقارى نيست ؛ تو خود دانسته باشى كه : چه خواستيم از افتقار ؛ و ترا معلوم شده باشد كه : ما از آنچه گفتيم كه : فالكلّ مفتقر مراد آن است كه : اسماء و صفات حقاند كه از جهت ظهور و اظهار خواص و افعال و آثار خود مفتقراند به عالم [ كه مظاهر ايشاناند ] امّا ذات متعاليهء حق - جلّ جلاله - من حيث هى هى ، مستغنى است از عالم و عالميان . « يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ » « 342 » ، بيان استغناء ذات دان . فالكلّ بالكلّ مربوط فليس « 343 » له * عنه انفصال خذوا ما فلته عنّى
--> ( 339 ) - ن : اگر اين اسرار بر دل ( ت ) . ( 340 ) - ن : در طريقت بر عارف تاوان است ( ت ) . ( 341 ) - ن : و ان ذكرت ( ك ) . ( 342 ) - ق : ( س 35 - 15 ) يا أَيُّهَا النَّاسُ . ( 343 ) - ن : مربوط و ليس ( ك - ش ) .