مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )

135

نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )

است ] كه بحسب مرتبه ، ربّ عالم است و بحسب حقيقت ، عبد حق است . و اين‌چنين خليفه [ كه جامع جميع كمالات باشد و خلافت را لايق و سزاوار باشد ] نيست الّا انسان كامل . اگر سايلى گويد كه : چون چنين گفتى كه : انسان كامل - كه آن آدم است ؛ بحسب مرتبه ، ربوبيّت عالم او را است ؛ و شيطان در عالم داخل است ؛ پس لازم آيد كه : شيطان نيز مربوب آدم باشد . پس چگونه توانست كه اضلال آدم كند [ به وسوسه ] و اخراج او كند از جنّت ؟ ؟ ؟ جواب گوييم كه : بلى ، حقيقت آدم ، بحسب مرتبهء خلافت ، تربيت مىكند همهء عالم را ؛ و مدد مىدهد مظاهر جميع اسماء و صفات را ؛ چنان كه حق تعالى مىفرمايد همهء اسماء را ؛ و شيطان - كه مظهر اسم المضل است - هم تربيت از حقيقت آدم مىيابد . پس حقيقت آدم ، خود مضل نفس خود بوده باشد در حقيقت به مظهر اسم المضلّ ؛ و خود را از بهشت به زمين آورده باشد ؛ تا هر كس از افراد خود [ را ] به كمالى - كه لايق او باشد - برساند . و به يكى از اين دو خانه - كه بهشت و دوزخ نام وى است - برسد ، چنان كه مقتضاى استعداد او است . و اگر نه آن بودى كه شيطان مدد از آدم يافته بودى ، بر آدم ، كسى سلطنت ميسّرش شدى « 303 » ؟ و اگر خواهى كه به اين سرّ واقف گردى ؛ در آيت « فَلا تَلُومُونِي وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ » « 304 » نگر ، در قيامت كبرى . كه شيطان را حاضر گردانند . و از راه افتادگان بسبب وسوسه و شيطنت او ، و حواله به دوزخ كرده شود . زبان به ملامت شيطان دراز كنند . شيطان گويد كه : « مرا ملامت مكنيد . نفس خود را ملامت كنيد » . چرا كه : اعيان ايشان اقتضاى آنچه كرد ، و استعداد آنچه داشت ، به آن رسيد .

--> ( 303 ) - ن : سلطنتش مسلم و ميسر شدى ( ش ) . ( 304 ) - ق ( س 14 - 22 ) فَلا تَلُومُونِي .