مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )

130

نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )

- رحمه اللّه عليه - اين بيت است : بيني و بينك إنّيّ ينازعني * فارفع بلطفك إنّيّي من البين و در اين سخن اشارتى است كه : عالم است كه حجاب نفس خود است . و به آن تقدير كه « هو » عايد باشد به حق جلّ ذكره ، معنى اين باشد كه : حق تعالى من حيث انواره عين حجاب خود بود ؛ چنان كه رسول - صلعم - فرموده كه : « ليس حجابه إلّا النّور و لا خفاؤه إلّا الظهور . » پس به اين معنى حاجب و محجوب و عارف و معروف ، خود او باشد . و هرگز رفع اين حجاب نشود . چرا كه : مغايرت نيست ؛ و رفع حجاب ، وقتى باشد كه حاجب ، غير محجوب باشد . و در اين معنى اشارتى است به عين توحيد . فلا يدرك الحقّ ادراكه نفسه . فلا يزال فى حجاب لا يرفع مع علمه بأنه متميّز عن موجده بافتقاره . و لكن لا حظّ له فى الوجوب الذّاتى الذى لوجود الحقّ ؛ فلا يدركه ابدا . ضمير مستتر [ در فلا يدرك ، كه فاعل او است ] عايد به عالم است . و ضمير [ در « ادراكه نفسه » ] همچنين . يعنى : إدراكا مثل إدراكه لنفسه ، و شايد كه ضمير در هر دو عايد به حق باشد . و در اين تقدير بود كه : « لا يدرك العالم الحقّ كما يدرك الحقّ نفسه » . يعنى كه : عالم از آن روى كه عالم است ، و اطلاق « سوى » بر وى كنند ، و در وى جز حجب نورانى و ظلمانى نيست ، پس ادراك حق نتواند كرد به ذوق ؛ الّا به حجب . چرا كه : هر چيزى ادراك غير خود بحسب آن چيز تواند كرد كه در وى باشد . پس عالم ، ادراك حق نتواند كرد ؛ چنان كه ادراك نفس خود به ذوق و وجدان مىكند . اين معنى بتقدير اوّل است . امّا بتقدير دوم - يعنى كه : عالم از آن روى كه مظهر حق است ، خود مدرك