مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
116
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
و همانا آينه از براى معاينهء اين سرّ است « 246 » . و لا نشكّ أنّا كثيرون بالشخص و النّوع ، و أنّا ان كنّا على حقيقة « 247 » تجمعنا فنعلم قطعا أنّ ثم فارقا به تميّزت الأشخاص بعضها عن بعض ، و لو لا ذلك ما كانت الكثرة فى الواحد . فاعل « تجمعنا » ضميرى مؤنّث است عايد به « حقيقة » . يعنى : و هيچ شكّى نداريم كه : ما بحسب اشخاص و افراد كه آن « صورت زيد و عمرو و بكر » است مثلا ؛ و بحسب انواع - كه آن اجزاى تركّب ما است از جسمانى و روحانى - بسياريم ؛ و هر جاى كه كثرت لازم گشت تعدّد پيدا شد . و اگر چه در آن [ تركيب ] نيز هيچ شكّى نيست كه : ما مشتمليم بر يك حقيقت نوعيّه ؛ كه آن « حقيقت جامع ما شده » ، و آن انسانيّت است ؛ و على القطع معلوم ما است كه : در آن حقيقت فارقى و فاصلى هست كه تميز ميان اشخاص به آن حاصل مىگردد . كه اگر آن فارق نبودى ، تميز ميان زيد و بكر و عمر نبودى ؛ و فاصل ميان اشخاص چه بودى ؟ و كثرت در وحدت چگونه متصوّر شدى ؟ و اين معنى باصطلاح طايفه ، « كثرت در وحدت » و « وحدت در كثرت » خوانند . و اين مقدمهء مذكوره جهت تمهيد اين مباحث آتيه است كه فرموده - قدّس سرّه - : فكذلك أيضا و إن وصفنا بما وصف به نفسه من جميع الوجوه فلا بدّ من فارق ، و ليس إلا افتقارنا إليه فى الوجود و توقّف وجودنا عليه لإمكاننا و غناه
--> ( 246 ) - بدنبال مطلب ، تنها در نسخه ( ك ) اين شعر ديده شد و آن هم به صورت غلط ( ديدى كه ديد هرگز كسى . . . ) و ظاهرا الحاقى است ( پس از اصلاح ) : ديدى كه ديده هر كسى جز روى خود در آينه * رو ، رو ، نگه كن ، بنگرش ، مثل خودى ، هرآينه ( 247 ) - ن : على حقيقة واحدة ( عف ) .