مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
108
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
جواب گوييم كه : اگر مراد تو ، به اين حصّه بعض آن حقيقت است - پس ايراد تو صحيح نيست . از بهر آنكه ، بعض ، غير كلّ باشد ؛ پس آن ، حقيقت نباشد ؛ و مدّعاى ما آن است كه : حقيقت ، بذاتها ، با همه هست . و اگر مراد تو ، به اين حصّه همان حقيقت است كه به عوارض جسمانى متكيّف « 223 » شده ، در زيد و عمرو ، پس تفصيل در عوارض باشد ؛ نه در حقيقت . و قوله : « لا برحت معقولة » اشارتى است به آنكه ذات واجب الوجود [ كه حقيقت حقايق اشياء است - بأسرها - خواه روحانى ، و خواه جسمانى ، خواه معقول و خواه محسوس ] در همه مظاهرى ظاهر ؛ و هيچ تجزّى و تكثّر و تعدّد در وى نه ؛ بلكه تكثّر و تعدّد در مظاهر است ؛ نه در آن حقيقت ظاهره در وى . و اذا كان الارتباط بين من له وجود عينىّ و بين من له وجود عينىّ « 224 » قد ثبت ، و هى نسب عدميّة ، فارتباط الموجودات بعضها ببعض أقرب أن يعقل لانّها « 225 » على كلّ حال بينها جامع - و هو الوجود العينىّ - و هناك فما ثمّ جامع . و قد وجد الارتباط بعدم الجامع فبالجامع أقوى و أحقّ . اين ، بيان ارتباط است ميان معقول و محسوس « 226 » و قديم و حادث و نسبت بينهما ؛ مىگويد كه : چون ارتباط ميان دو چيز [ كه يكى در خارج وجود عينى محسوس دارد ؛ و يكى ديگر كه وجود عينى ندارد ؛ يعنى كه : در خارج محسوس نباشد ] ثابت گشت ، و آن ارتباط نسبتى عدمى است ؛ يعنى : صفات نامحسوس است در خارج ، مثل علم و حيات [ چنان كه از اين پيش بحث آن گفته شد ] پس ارتباط
--> ( 223 ) - ن : متكثف ( ش ) ( 224 ) - ن : وجود غيبى ( ك ) ( 225 ) - ن : يعقل لانه ( عف - ت ) ( 226 ) - ن : محسوس و قدم و حدوث و قديم و حادث ( ك )