مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )

76

نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )

« نسيان » باشد ؛ كه چون ببعضى از آنچه شامل است ، مشغول مىشود ، و از بعضى ديگر غافل مىگردد ؛ و هذا ايضا لعموم نشأته ؛ كه اگر ته آن بودى كه نشئتش محيط بر اشياء مختلفه بودى ، دايما بر يك حال و منوال بودى ؛ پس به هر دو تقدير اشتقاق از جهت شمول نشئه و حصر حقايق مناسب است كه : نامش « انسان » باشد . و يك وجه ديگر در تسميهء او به « انسان » اين است كه « هو للحق بمنزلة انسان العين من العين . » و « انسان العين » آن است كه : در چشم ، نگريستن به او است ؛ و آن را « بصر » خوانند . و مراد از اين سخن آن است كه : انسان مر حضرت حق را - تعالى عن التّشبيه - همچون آن مردمك چشم است مر چشم را ؛ تا همچنان‌كه خلاصهء چشم از چشم « مردمك چشم » مىدانى [ كه بينايى به او است و ظواهر عالم به او مىبينى ] خلاصهء وجود عالم « آدمى و آدم » دانى ؛ كه اسرار الهى و معارف حقيقى هم به او ببينى . و اگر سائلى برسد كه : چگونه « بنده » انسان العين حق باشد ؟ ؟ جواب گوييم كه : در حديث آمده است كه : بنده به بسيارى گزاردن نوافل چنان شود كه حق - جل جلاله - سمع و بصر و دست و زبان او شود . و به گزاردن فرائض و مداومت بر آن چنان گردد كه سمع و بصر حق گردد . و اين مرتبه اعلى است از مرتبهء اول . چرا كه در گزاردن نوافل ، بنده به جايى مىرسد كه از صفات خود منسلخ مىگردد « 132 » ؛ و صفات او در صفات حق فانى مىشود ؛ و در گزاردن فرائض ذات بنده در ذات حق « 133 » فانى مىگردد . و هرگاه كه صفات بنده فانى شد ، حق تعالى از صفات خود او را صفات ديگر بخشد .

--> ( 132 ) - ن : از صفات خود در صفات حق فانى مىگردد ( ت ) / از صفات خود به صفات حق . . . ( ش ) . ( 133 ) - ن : از ذات خود در ذات . . . ( ش - ت ) .