مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )

77

نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )

و هرگاه كه ذات بنده فانى شود ، بجز حق نماند ؛ و اين سخن را به مثلى و نظيرى ضبط توان كرد ؛ مثلا : قطره چون به دريا رسد ، و كم شود ، ظهور قطره به خود ، نباشد ؛ ولى دريايى ، قطره نباشد . و در اين مقام ، مقام بنده آن باشد كه « انسان العين حق » باشد « 134 » ؛ و به اين مقام جز انبياء و كمّل اولياء نرسيدند . و دليل بر اين كه « انسان كامل » به‌منزلهء « انسان العين حق » است ، آن است كه : حق - جل و علا - بسبب انسان كامل به خلق نظر كرد ؛ و رحمت فرمود بر ايشان ؛ تا ايشان را از عدم به وجود ، و از غيب به شهادت « 135 » آورد . پس لفظ « فإنّه به » از « 136 » براى تعليل گفته . و اين معنى به عبارتى ديگر ادا كنيم ، كه به فهم اقرب باشد . بدان كه : حق - جل جلاله - چون از ذات خود به ذات خود تجلّى فرمود ، و جميع كمالات و صفات خود در ذات خود مشاهده فرمود ، و خواست او تقاضاى آن كرد كه : اين مجموع در حقيقتى چون مرآت مشاهده فرمايد ؛ چنان كه در اوّل فصّ گفتيم كه : حقيقت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه انسان كامل بود ايجاد كرد در حضرت علم خود ؛ و به نظر لطف خود به وى نگريست . و حقايق عالم بطريق اجمال در وى بديد « 137 » ، پس رحمت فرمود ، و خواست ، تا همچنان‌كه در حضرت علم او را پيدا كرد ، در حضرت عين - كه عالم شهود است - او را و آنچه تبع وجود اوست از حقايق عالم وجودى ، تفصيلى ببخشد « 138 » . پس جمله اعيان ثابته گشتند . و وجود محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عين اوّل بود

--> ( 134 ) - ن : كه انسان ، انسان العين حق باشد ( ت ) / كه انسان العين ، عين حق باشد ( ش ) . ( 135 ) - ن : از غيب به شهود آورد ( ت - ش ) . ( 136 ) - ن : فانه نه از . . . ( س ) . ( 137 ) - ن : حقايق عالم را در وى بديد ( ك ) . ( 138 ) - ن : به تفصيل ببخشد ( ك ) / مفصل بخشد ( ش ) .