مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
64
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
جهت است : اول : از اين جهت كه راجع است با جناب الهى ؛ كه آن حضرت واحديّت است ؛ و آن را « حضرت اسماء و صفات » خوانند ؛ كه هر موجودى را از آن نصيبى خاص و وجهى معين هست ، كه هيچ واسطه در آن ميان نمىگنجد . دوم : از آن جهت كه راجع است به حضرت امكانيّت ؛ كه جامع حقايق ممكنات است ، چه موجود و چه معدوم ؛ و اين آن مرتبه است كه عبوديّت از ربوبيّت جدا مىگردد ؛ و به اصطلاح قوم اين را « حضرت جمع و وجود » خوانند ؛ و اين مرتبهء انسان كامل است . سوم : از آن جهت كه راجع است به طبيعت كلّى ؛ كه آن مبدأ فعل و انفعال است ؛ و آن است كه قابل جملهء تأثيرات أسمائى است . و مراد از « ما تقتضيه الطبيعة الكلّيّة » آن استعداد خاصّ است كه خداوند اين جمعيّت را حاصل است در اين نشئهى طبيعى ؛ كه آن نشئه است كه به قابليّت خود حاصر جميع قوابل عالم است ، خواه علوى - كه آن عالم روحانى است - و خواه سفلى - كه آن عالم جسمانى است . بيرون ز تو نيست هرچه در عالم هست * در خود بطلب هر آنچه خواهى ، كه تويى و هذا لا يعرفه عقل بطريق نظر فكرىّ ، بل هذا الفنّ من الإدراك لا يكون إلّا عن كشف إلهى ، منه يعرف ما أصل صور العالم القائلة لأرواحه . ضمير « منه » راجع است به « عن كشف » . و ضمير [ در « لارواحه » ] عايد است به العالم . « و هذا » اشارت است به مباحث مذكوره . معنى اين سخن آن است كه : آنچه ياد كرده شد [ كه : نشئهى انسانى را به سه وجه جمعيّت حاصل است ] و غير آن « 58 » [ كه صور عالم قابل ارواح است ]
--> ( 58 ) - ن : است و دانستن آن كه ( ش - ت ) .