محمود بن على خواجوى كرمانى

7

غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى )

1 فى التوحيد اى غرّه ماه از اثر صنع تو غرّا * وى طرّه شب از دم لطف تو مطرّا نوك قلم صنع تو در مبدأ فطرت * انگيخته بر صفحهء كن صورت اشيا سجّاده‌نشينان نه ايوان فلك را * حكم تو فروزنده قناديل زوايا هم رازق بىريبى و هم خالق بىعيب * هم ظاهر پنهانى و هم باطن پيدا مأمور تو از برگ سمن تا بسمندر * مصنوع تو از تحت ثرى تا به ثريّا توحيد تو خواند بسحر مرغ سحرخوان * تسبيع تو گويد بچمن بلبل گويا بر قلّهء كهسار زنى بيرق خورشيد * بر پردهء زنگار كشى پيكر جوزا از عكس رخ لاله‌عذران سپهرى * چون منظر مينو كنى اين چنبر مينا بيد طبرى را كند از امر تو بلبل * وصف الف قامت ممدودهء حمرا از رايحهء لطف تو سايد گل سورى * در صحن چمن لخلخهء عنبر سارا تا از دم جان‌پرور او زنده شود خاك * در كالبد باد دمى روح مسيحا خواجو نسزد مدح و ثنا هيچ ملك را * آلا ملك العرش تبارك و تعالى 2 فى نعمت الرسول صلى اللّه عليه و آله صل على محمد دَرّه تاج الاصطفا * صاحب جيش الاهتدا ناظم عقد الاتّقا بلبل بوستان شرع اختر آسمان دين * كوكب درى زمين دُرّى كوكب سما تاج‌ده پيمبران باج‌ستان قيصران * كارگشاى مرسلين راهنماى انبيا سيّد اوّلين رسل مرسل آخرين زمان * صاحب هفتمين قرآن خواجهء هشتمين سرا طيّب طيبه آستان طاير كعبه آشيان * گوهر كان لامكان اختر برج كبريا