داود بن محمود القيصري
76
رسائل قيصرى ( حواشى آقا محمد رضا قمشه اى ) ( فارسى )
نقل و تحقيق عارف محقق نور الدين عبد الرحمن جامى در مقدمه بر اشعّة اللمعات در مقام تقرير عقيدة قائلان به وحدت وجود ، گويد : « هر چيز كه در خارج هست و از لوازم هستى وى آنست كه آثار مختصّهء وى بر وى مترتب گردد ، يا از اين قبيل است كه در ترتب اين آثار محتاجست به ضميمه ، كه مادام كه بوى منضمّ نگردد آن آثار بر وى مترتب نگردد ، يا محتاج نيست به آن ضميمه ، بل كه آن آثار بىاشتراط انضمام امرى مغاير وى بوى به روى مترتب مىگردد ، از آنچه محتاجست به ضميمه بممكن تعبير مىكنند ، و از آنچه محتاج نيست بواجب ، و از آن ضميمه بوجود . و صوفيهء قائلين به وحدت وجود كه أرباب كشف و شهودند به آن رفتهاند كه ذات واجب تعالى عين آن ضميمه است كه وجود است ، و وى بذاته به همهء أشياء محيط و در همهء أشياء سارى ، و وجود همهء أشياء به احاطه و سريان ويست دريشان » . حكما ماهيت امكانى را كه در ذات خود وجود ندارد بوجود خاص مفاض از حق موجود مىدانند و آنچه كه بممكن منضم مىشود و ماهيت ممكن بدون انضمام اين وجود و تقيد آن به اين حيثيت تقييدى منشأ انتزاع وجود و يا مصداق موجود واقع نمىشود و وجود واجب بالذات بنا بر مشرب أهل حكمت متعاليه منضم بممكن و حيثيت تقييدى ماهيت نخواهد شد ، چون ذات حق مطلقا از ماهيت و حد و قيد مبراست و احاطهاش باشياء احاطهء سريانى است .