داود بن محمود القيصري

77

رسائل قيصرى ( حواشى آقا محمد رضا قمشه اى ) ( فارسى )

از آنجا كه ماهيت بالذات نسبت بوجود و عدم متساوى است از جهت نسبت ، بالذات با قيد ضميمهء وجود موجود نمىباشد ، بل كه وجود مفاض از حق موجود بالذات و منشأ طرد عدم از ماهيت است . آن دسته از حكما كه چندان توجهى به مطالب صوفيه ندارند ، اين قبيل از استدلال را شعرى و خطابى و قائل آن را بضعف انديشه متهم مىنمايند و جماعتى كه باهل عرفان توجه دارند مىگويند اغلب صاحبان كشف و شهود چون بمقام جمع و صحو بعد از محو نمىرسند فيض و تجلى حق را كه سارى در أشياء و منشأ ظهور وجودات خاصه است بوجود واجب اشتباه نموده و « اشتبه عليهم الواجب المجرد عن كل حدّ و قيد بفيضه الاطلاقي » . بنا بر اصالت وجود و لزوم سنخيت بين علت بالذات و معلول بالذات و تحقق تشكيك خاصى ، وجود داراى درجات و مراتب مختلفة بشدّت و ضعف است ، و ماهيات أمور اعتباريه‌اند و كثرت عارض بر وجودات از جانب ماهيات كثرت سرآبى و استناد وجود به ماهيت نسبت مجازى است و هر ماهيتى بانضمام وجود موجود مىشود و انضمام بحسب عقل است كه هر ممكنى را بجزء وجودي و ماهوى منحلّ مىنمايد و در خارج تحقق اختصاص بوجود دارد ، و تعدد و تكثر در أصل وجود ، ناشى از نفس وجودست كه باعتبار قبول تشكيك و تفاوت ذاتي ، أصل وجود در مرتبه‌اى غنى بالذات و واجب و در مراتب امكانيه تفاوت بشدّت و ضعف و كمال و نقص است نه به توحيد وجودي نيز اين أكابر توجه دارند ، و برخى از آنان از باب آنكه عرفا از براي سنخ ماهيات در