داود بن محمود القيصري
71
رسائل قيصرى ( حواشى آقا محمد رضا قمشه اى ) ( فارسى )
است بذاته و لذاته ، يعنى نه از سنخ ماهياتست كه در تحقق محتاج به ضميمهء امرى غير سنخ ماهيت باشد و نه وجود مفاض از غير است كه به علت متقوم باشد ، و ماهيت امكانى بضميمهء وجود و امرى غير سنخ ماهيت كه از آن به جهت و يا حيثيّت تقييديه تعبير نمودهاند ، متحقق است و وجود آن بذاته تحقق دارد ، چون وجود با وجوب مسانخ است ولى از علت و حيثيّت تعليلى بىنياز نمىباشد . لذا وجودات امكانيه متقوم به حق و بذاتها عين ربط و نفس تعلق بوجود حق مطلقند . بههرحال وجود در صورتي كه داراى افراد و مراتب مختلف باشد و از باب اصالت در تحقق كه خاص وجود است ، هر علت مبدأ وجود معلول ، بالذات و بحسب نفس حقيقت منشأ تحقق معلول است كه علت وجود و معلول نيز وجودست و ليكن علت مرتبهء أعلى و أتم معلول و معلول مرتبهء نازلهء علت خود مىباشد . مراد حكما از افراد در وجود ، آنست كه مفهوم كلى وجود كه از آن بوجود عنواني و مفهومى و معقول ثانى تعبير نمودهاند ، بر جميع وجودات صادق است نظير صدق كلى مثل انسان بر افراد خود ، نه آنكه وجود را معناى نوعي يا مفهوم جنسى بدانند . در صورتي حقيقت واجب عين حقيقت وجود و هستى صرف و بحت و مطلق نباشد ، ناچار ماهيتى از ماهياتست ، و سنخ غير وجود يا مقولهء جوهر و يا از مقولات عرضيه است و از آنجا كه هر ماهيتى بحسب نفس ذاتها خالى از وجود و معرّا از هستى است ، بحسب نفس ذات موجود نمىباشد و قهرا بوجود متحقق خواهد شد . ماهيت معروض