داود بن محمود القيصري

13

رسائل قيصرى ( حواشى آقا محمد رضا قمشه اى ) ( فارسى )

به مقدار تأثير ، و كيفيّت آن و معرفت اين امر كيفا و كمّا ، از قدرت بشر عادى خارج است . لذا گفته‌اند ، حصول عدالت حقيقي در نفس و تحصيل ملكهء عدالت و تهذيب اخلاق بدون تعليم أنبياء و تعلّم از أولياء ميسور نمىشود ، و علم به مهلكات نفس و منجيات روح به تفصيل ، با اختلاف نفوس در روش و سرشت فقط از طرق شرايع حاصل شود و لا غير . در صدر اسلام و بعدها در عصر ائمه « عليهم السلام » خلّص از أصحاب به سير باطني مىپرداختند و سلوك راه باطن را وجههء همّت خود قرار مىدادند ، بدون آنكه اسمى روى اين كار بگذارند ، و به وضع خاص و هيئت مخصوص مقيّد شوند ، طريق بندگى مىپيمودند ، كم‌كم و به تدريج به‌واسطه دورى از مقام عصمت ، رسوم و آداب خاص پيدا شد ، پيرى ، و مرادى ، شيخ ، و قطب شايع شد ، نيك و بد و زشت و زيبا در هم آميخت و رطب و يابس با هم مخلوط گرديد ، هر جمعى به روش خاص ملتزم شد ، القاب و اسامى جعل گرديد ، فرقه‌اى تزيّا به زىّ مخصوص ، و عده‌يى به روش ديگر ، مقيّد شدند . در حالتي كه عبوديّت و بندگى به طريق مؤمنان ، و مخلصان ، و صالحان و أهل تقوى كه در قرآن و اخبار أهل عصمت از آن ياد شده است بىاسم و مسمّى است و بر طريق أهل تحقيق از أهل معرفت كه أرباب همم عاليه‌اند و فقط حق وجههء همت آنان است و همّت مقصور بر ذات يگانه دارند و از ما سوى اللّه بحسب قلب در عين خلطه با خلق ، بريدن است و أهل اللّه خلق را از باب حكايت آنان از تجليّات ذات و صفات بنگرند كه در اين صورت نيز از غير أو بريده‌اند . از حوزه درس آقا محمد رضا غير از آقا ميرزا هاشم ، اساتيدى ديگرى نيز بطور كامل بهره‌مند شدند كه بعضي از آنها از طلاب قفقازى و بعضي از مردم آذربايجان بودند و بولايت خود و يا جاهاى ديگر مراجعت و سفر نمودند كه از آنها اثرى در دست نيست برخى نيز از اهالى ساير ولايات إيران بودند كه از طهران بمسقط الرأس خود مراجعت نمودند و قهرا به‌واسطه نبودن شاگرد مستعد وارث علمي از خود باقي نگذاشتند . بعضي از تلاميذ أو به نجف اشرف مشرّف شدند و در آنجا