داود بن محمود القيصري

12

رسائل قيصرى ( حواشى آقا محمد رضا قمشه اى ) ( فارسى )

شده است ، و فناى حقيقي شامل فناء از فناء نيز شود به اين معنى كه در مقام فناء ، فنا منظور شود و گرنه همين خود حجابى است و آن وقت است كه مقام وصول دست دهد نه عارفى بماند و نه معروفى ، نه واصفى ، و نه موصوفى ، و مراد از وحدت وجود ، همين است كه حق را باسم قهّار مشاهده نمايى ، و قبل از فرا رسيدن اجل و موت اضطرارى ، به اختيار خود بميرى و اگر به اختيار نميرى ، ترا مىميرانند ، و مقام انساني حاصل نشود ، مگر بموت اختيارى و اجابت خطاب « موتوا ، قبل ان تموتوا » و محققان علماى شريعت و صوفى و عارف حقيقي آنانند ، خواه به اين اسم خوانده شوند ، و يا خوانده به اين اسم نشوند . براي توضيح بيشتر مىگوئيم : مناط تماميّت انسان و ملاك رسيدن بمقام انساني ، تكميل قوهء نظري و عملي است ، و حصول كمال تام در علم و تحصيل ملكهء عدالت و يا نيل بمقام عدالت حقيقي و اعتدال تام روحي بدون مسبوقيّت بعلم حاصل نمىگردد ، چه آنكه عمل صحيح ، موقوف است بر آگاهى از عمل و علم به تأثير عمل در روح چه آنكه مراد از حصول ملكهء عدالت ، حصول توسط در جميع افعال و اعمالى كه بحسب كميّت و كيفيّت در نفس تأثير از خود باقي گذارند . « 1 » اگر فعل عملي در حد توسط تفريط و افراط قرار گيرد ، به حد اعتدال مىرسد و مراعات اين امر در كليهء اعمال و افعال توقف دارد بر علم به تأثير هر فعل و معرفت

--> ( 1 ) - و قيل بالفارسية : از تو با مصلحت خويش نمىپردازيم * كه محال است كه در خود نگرد ، هر كه تو ديد به همين مناسبت أهل معنا گويند : « وجودك ذنب لا يقاس به ذنب » و اليه أشار « رض » : بينى و بينك انّى ينازعنى - فارفع بلطفك انّى من البين . حجاب چهره جان مىشود غبار تنم * خوشا دمى كه از اين چهره ، پرده برفكنم « تو خود حجاب خودى حافظ از ميان برخيز » اولين مرحلهء سلوك طريق باطن و تحقق بمقام عبوديّت و بندگى ، يقظه ، و بيدارى از خواب غفلت است . لذا از خواجهء كائنات شارع عرب و عجم - ص - و نيز از سرور احرار و پيشواى أهل توحيد ، حضرت مرتضى علي ( ع ) باب مدينهء عرفان ، مأثور است : « الناس نيام . . . » .