داود بن محمود القيصري

152

رسائل قيصرى ( حواشى آقا محمد رضا قمشه اى ) ( فارسى )

الا من فيضه الاقدس » و وجود سارى در مظاهر ناشى از سريان فيض مقدس است . اما از جهت تقييد هر فعلى مستند بفاعل خود است و هر مظهر وجود و آثار مترتبهء بر آن را به خود مقيد مىسازد و از طرق وسائط منتهى به حق مىشود ، چه آنكه هيچ ذي شعورى افاعيلى را كه بايد فاعل مباشر آن افاعيل ، اجسام و طبايع متحرك و سيّال و متغير باشد ، به حق مستند نمىنمايد ، چه آنكه آكل و شرب و تبريد و تسخين و سكون و حركت و افاعيل صادرهء از انسان كه فاعل مباشر آن قواى بدنيه است ، از خواص اجسام و صور منغمر در مادة و نفوس متعلق به مادة مىباشند . بناء على ما حققناه ، در مقام ، فرق بين موجود صاحب اراده و قدرت و حيات و موجود فاقد اراده و حيات نمىباشد و حق أول بحسب مقام ذات و غنائه الذاتي و مقام لا تعين صرف منزه است از مصدريت افاعيل مقيده مستنده باعيان و حقايق نازلهء در مراتب امرى و خلقي ، و در مقام ظهور و تجلى و سريان در مظاهر خلقي عين هر شئ و اثر مترتب بر هر شئ بوجه اطلاق بر وى مترتب است . طائفهء جبرى و تفويضى از اين جهت در ضلالت واقع شده‌اند كه طايفهء أول به خيال فاسد و اوهام كاسد خود گمان كرده‌اند كه استناد كليهء افعال حتى افاعيلى كه فاعل مباشر آن افعال بايد طبايع متحركه باشد ، موجب حفظ عظمت و سطوت حق مىباشد ، از اين جهت مقام تنزيه حق واجب را نفى و به تشبيه صرف گرويده‌اند مفوضه براي دورى جستن از استناد شرور و افاعيل خاص جسمانيات و طبايع ، نفوذ اراده و مشيت