داود بن محمود القيصري
139
رسائل قيصرى ( حواشى آقا محمد رضا قمشه اى ) ( فارسى )
خلافت محمديه و بحسب رتبه متأخر از ولايت « 1 » أولياء محمديّين است خلط ننمائيم - و اللّه يقول الحق و يهدى السبيل . و اما سرّ اتصاف اين مقام به احديت ، از اين جهت است كه در مرتبهء تعين أول ، تعين عين متعين و نفس حقيقت آن مىباشد نه امرى زائد بر آن . يعنى بحسب وجود خارجي ، در مقام احديت ذاتي تعين و متعين واحد و باعتبار تعمل عقلي تميز و تغاير متصور است چون ذات بحسب نفس ذات متعين بتعين احدى مىشود - فإنه تعين الذات بذاتيه الذات - لذا مستند احديت و فرديت و شفعيت همين تعين عينى
--> ( 1 ) - مسألهء تعصب بين عامه و خاصه در دوران اسلامى در همه جا ، حتى بين برخى از أرباب عرفان كه مرتبهء ختميت ولايت و مقام خلافت را بنا بر روايات مسلمهء مروى از طرق عامه و أحاديث موجود در صحاح معتبره از مختصات عترت و أهل بيت عصمت و طهارت مىدانند ، ناخودآگاه راه پيدا نموده است . بايد توجه داشت كه امامت و خلافت در اسلام موروثى نيست و ارتباطى با سلطنت و حكومت موروثى مرسوم بين حكام و سلاطين جور ندارد ؛ نظير خلافت فرزندان اميه و ابناء عباس و ديگر جباران روزگار . همانطورىكه فرزندان كثيرى از انبيا بمقام نبوت و امامت مبعوث گرديدند ، على و افراد خاصى از أولاد أو بهواسطه دارا بودن شرائط ولايت وارثان مقامات و أحوال و علوم و صفات و اخلاق حضرت ختمى مقام مىباشند و حقيقت ولايت آنان بحسب نحوهء تعين أعيان آنان در عرصه علم و مقام واحديت موهوبى است نه كسى ، نظير نبوت اولوالعزم از رسل و انبيا و نفوس مستكفى بالذات از أوليا و ورثهء أنبياء .