علاء الدوله سمنانى

مقدمه 9

مصنفات فارسى ( فارسى )

بودند ، چرا سمنانى به تن خود به آن سوى روى كرده است ؟ آيا در اين مكان خانقاهى وجود داشته است كه صوفيان ازرق‌پوش مذكور در آنجا نتوانند به مشعبدى بپردازند و قلماش گويند ؟ آيا در اين زمان تصوفى بوده است كه جامهء كبودش يادآور داغهاى كبودوش اهل روزگار بوده باشد ؟ پاسخ اين پرسشها را به نوعى مىتوان از نقد حال سمنانى كه به خامهء خود او نوشته شده است بحاصل آورد . نقد حال سمنانى به خامهء خودش « * » در حدود سال 657 هجرى يا اندكى پس از آن در خانواده‌اى از ملكان سمنان « 2 » به دنيا آمدم كه « احمد » نام كردند و طبق مرسوم بموقع به مكتب‌خانهء سمنانم گذاردند . من كه در خانوادهء محتشم به نوجوانى رسيدم به هر كارى راضى نمىشدم و ملازمت هر كسى را نمىپذيرفتم مگر خدمت و ملازمت سلطان روزگار را كه ارغون بود . چون به پانزده سالگى رسيدم به خدمت او شتافتم و ده سال بىطمع خلعتى و مالى به همگى همت به عمل‌پيشگى او پرداختم . اخلاص من در ملازمت و خدمت به سلطان از ديگر ملازمان و عمل‌پيشگان ممتازم كرد و مورد توجه و عنايت سلطانم گردانيد . سالها با خلوص تمام در دستگاه ارغون خدمت كردم . در اين مدت نكاتى را از مسائل ديوانى - كه آنها را « فضليات » مىخوانم - مىدانستم و

--> ( * ) دربارهء زندگى و سرگذشت عرفانى و فرهنگى سمنانى ، معاصران او و متأخران ، هريك به‌گونه‌اى ، مطالبى نوشته‌اند و معاصران ما نيز با توجه به نوشته‌هاى مذكور تحقيقاتى كوتاه و بلند كرده‌اند . من هم دربارهء او در مقدمه‌هاى العروة و چهل مجلس نكاتى را آورده‌ام ، اما در نوشتن اين سرگذشت‌نامه ، جز در چند مورد ، فقط به خامه و نوشتهء خود سمنانى نگاه كرده‌ام ؛ زيرا آنچه او دربارهء خويش گفته است كه صادقانه هم مىنمايد ، روشنترين نقد حالى است كه مىتوان دربارهء او سراغ گرفت . ( 2 ) . از خانوادهء علاء الدوله سمنانى سه نفر زير به امور ديوانى اشتغال داشته‌اند و به همين جهت آنان را « ملك » مىخوانده‌اند . اين سه نفر عبارتند از : 1 . ملك جلال الدين بن احمد بيابانكى كه به وزارت ارغون شاه هم رسيده است ( دستور الوزراء خواند مير 295 ) 2 . پدر علاء الدوله ، يعنى ملك شرف الدين محمد بن احمد بيابانكى كه ملك بغداد بوده است ( مجمل فصيحى 1 / 14 ) 3 . ركن الدين صاين قاضى كه شغل قضاوت را در عهد ايلخانان داشته است ( دستور الوزراء 240 )