علاء الدوله سمنانى

31

مصنفات فارسى ( فارسى )

اما اگر عذرى داشته باشد روا باشد . و اگر نتواند ايستادن بنشيند نماز روا باشد . و اگر نشسته نتواند خفته روا باشد به شرط آنكه روى و همهء تن او روى 6 به قبله باشد و قضا لازم نشود . و اگر خفته نيز نتواند نماز گزاردن ، به اشارت روا باشد گزاردن ؛ اما بايد كه سجود از ركوع فروتر بود . 70 - و خواندن فاتحه با بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ [ 1 / 1 ] در نماز فريضه است . و تمامت حروف و تشديدات فاتحه از اركان نمازاند كه اگر يكى از آن حروف و تشديدات ترك كند نماز درست نباشد . 71 - و سنتهاى قيام آن است كه بعد از تكبير احرام وجهت وجهى للذى فطر السماوات و الارض حنيفا و ما انا من المشركين ان صلاتى و نسكى و محياى و مماتى لله رب العالمين لا شريك له و بذلك امرت و انا اول المسلمين بر خواند بعد از آن اعوذ بالله من الشيطان الرجيم بگويد . و در همهء ركعتها اعوذ گفتن سنت است و در آخر فاتحه آمين بگويد 22 - و بر ميم تشديد نكند . 72 - و در هر دو ركعت نماز بامداد و پيشين و ديگر و شام و خفتن بعد از فاتحه سورتى ديگر بر خواند و چشم را بر محل سجود دارد و ركوع را به آخر سوره نپيوندد و تكبير از قيام آغاز كند و مىكشد تا به ركوع رسد و مد الله در ركوع تمام كند تا هيچ جزوى از اجزاى نماز از ذكر خالى نباشد . 73 - و فرض ركوع دو چيز است : يكى ، آنكه پشت چندان خم دهد كه كف دست به زانو رسد . دوم ، آنكه چندان آرام گيرد كه يك بار سبحان ربى العظيم 7 و بحمده تواند گفتن . 74 - اما سنتهاى ركوع آن است كه چندان فروشويد كه سرو گردن و پشت راست شود و سر زانوها به كف دست بگيرد و انگشتان گشاده دارد و زانو را خم ندهد و مرفقين از پهلوها جدا دارد و پاىها را از همديگر اندكى گشاده دارد . و در قيام هم بر اين منوال پاىها را گشاده دارد . و در ركوع سه بار سبحان ربى العظيم و بحمده بگويد ، و اگر امام باشد بر اين نيفزايد ؛ اما اگر تنها باشد هرچند كه بگويد ، شايد . و چون باز خواهد آمدن از