علاء الدوله سمنانى
9
مصنفات فارسى ( فارسى )
لنا فيما رزقتنا و ارزقنا خيرا منه . و اصحاب آمين بگويند و دست به لقمه دراز كنند . هجدهم - اول انگشت بر نمك زنند و بچشند . نوزدهم - بايد كه هر كس از پيش خود خورد . بيستم - بايد كه در لقمهء ديگرى 19 ننگرد . بيست و يكم - لقمه در جانب راست دهن نهد 20 . بيست و دوم - آهسته خايند ، الا كسى كه دندان ندارد ، معذور دارند . بيست و سيم - بسيار مضغ كنند . بيست و چهارم - تا آن لقمه به حلق فرونبرد ، دست به لقمهء ديگر نبرد 21 . بيست و پنجم - در هر لقمه اگر اول بسم الله و الحمد لله نتواند گفتن ، بايد كه البته ذكرى بگويد و اگر تسبيح و حمد بتواند گفتن ، بهتر باشد . بيست و ششم - زله نگيرد 13 - . بيست و هفتم - ياران را لقمه ندهد . بيست و هشتم - به سه انگشت خورد و دو انگشت ، همچنانكه عدد بيست و دو گيرند بگيرد و نگذارد كه از راه شره به پهلوى انگشت چهارم مدد طلبد . بيست و نهم - سر از كاسه دور دارد . سىام - نگاه دارد تا پاى بر سفره ننهد 22 . سى و يكم - به دست چپ ريش را بگيرد تا به طعام آلوده نشود . سى و دويم - بايد كه با نفس خود در وقت خوردن در عتاب باشد كه سبب صحبت ناپاك تو اين لقمهء پاك ، پليد خواهد شد و من در زحمت 23 خواهم افتاد ، تا شرهء او شكسته شود . سى و سيم - به دو دست ، نان 24 پاره كند ، و زياده از آنچه خواهد خوردن ، پاره نكند 25 . سى و چهارم - تكيه زده و خفته و مربع ، نخورد ، بايد كه به دو زانو