علاء الدوله سمنانى

10

مصنفات فارسى ( فارسى )

نشسته يا به پاى 26 چپ نشسته و پاى راست را برآورده ، خورد . سى و پنجم - در وقت طعام خوردن از خاريدن بينى و انگشتان پاى و دست دورى كند 27 . سى و ششم - خادم را لقمهء چرب و شيرين دهد . سى و هفتم - در ميان خوردن ، انگشت نليسد و در آخر بليسد و به دستارخوان پاك كند . سى و هشتم - بايد كه گوشت را به دست پاره كند . سى و نهم - نگاه دارد آنچه مىخورد ، بر فرش نريزد . چهلم - تا ياران مىخورند او نيز دست مىجنباند . چهل و يكم - در ميان طعام خوردن آب نخورد ، و اگر ضرورت باشد به انگشتى كه به طعام آلوده نباشد ، ستاند و خورد . چهل و دويم - انگشت را از پى لقمه در دهان نبرد . چهل و سيم - خمرهء خانقاه باشد كه بازمانده ، مرغوب نخواهد بود ، كاسه را پاك بليسد . اگر طعامهايى است كه ديگران را آرزوست ، چندانى بگذارد كه ايشان نيز از آن بياسايند . چهل و چهارم - اول و آخر ابتدا به نمك كند . چهل و پنجم - اگر چيزى از طعام بر سفره ريخته باشد به كرباس پاره‌اى آن را پاك كند . چهل و ششم - چون سفره برخواهد گرفت ، اول نان خرده‌ها را جمع كند ، بعد از آن سفره درنوردد . چهل و هفتم - چون سفره برداشت ، سيد قوم دعا بگويد و اگر سيد قوم حاضر نباشد ، خادم بگويد : اللهم اغفر لصاحب هذا الطعام و لاكله و لمن سعى فيه و لجميع المؤمنين و المؤمنات ، الحمد لله اولا و آخرا . چهل و هشتم - خلال بدهد . چهل و نهم - ستاننده بگويد : بشرك الله بالجنة . پنجاهم - دهنده خلال به ميان انگشت بگيرد 28 و گيرنده همچنان