علاء الدوله سمنانى
مقدمه 43
مصنفات فارسى ( فارسى )
زيادى نوشته و يا از مشايخ عصر خود دريافت داشته است كه همهء آنها به منظور نقد شيوهء سير و سلوك او ، و به مقصد بررسى آراء وى و معاصرانش - كه با او نسبتى صورى يا معنوى داشتهاند - از اهم نوشتههاى مربوط به اوست . تعدادى از اين نامهها كه علاء الدوله سمنانى به مراد و مرشد خود عبد الرحمن اسفراينى مكتوب كرده و يا پاسخ آنها كه از اسفراينى دريافت داشته و توسط خود سمنانى در مجموعهاى به نام رسائل النور فى شمائل اهل - السرور فراهم آمده ، به اهتمام آقاى هرمان لندلت در « مكاتبات اسفراينى با سمنانى » به سال 1351 خورشيدى در تهران عرضه شده است « 72 » . ازاينرو من در اين مجموعه به نامههايى از سمنانى كه ايشان انتشار دادهاند نپرداختهام و صرفا مكتوباتى را فراهم آوردهام كه تاكنون چاپ نشده و يا به صورت پراكنده در تذكرهها و نگاشتههاى ديگران آمده است به اين قرار : 1 . اجازهء سمنانى به خليفهاش عبد الله / اين نامه را علاء الدوله به عبد الله بن احمد بن محمد ابن البقى نوشته است . از احوال اين عبد الله اطلاعى دقيق نداريم ، آيا مىتوان او را با عبد الله بن محمد بن احمد غرجستانى - كه سمنانى از او به اخى عبد الله غرجى در ديگر آثارش تعبير كرده است « 73 » - يكى دانست ؟ تقدم و تأخرى كه در اسم پدر و پدر كلان آن دو ديده مىشود ، ترديدآورست و ليكن در ميان مريدان سمنانى جز اين عبد الله كه به مرحلهء ارشاد رسيده است ديده نمىشود . ازاينرو احتمال دارد كه كاتبان نسخ جاى نامهاى احمد و محمد را در نام مذكور مقدم و مؤخر كتابت كرده باشند . به هر حال ، وى از مريدان پير سمنان بوده كه به مرحلهء ارشاد رسيده و به خليفگى سمنانى به راهنمايى سالكان پرداخته است . علاء الدوله در اين نامه به او اجازه داده است كه آثارش را روايت كند ، و اجازه داده است كه مريدان
--> ( 72 ) . هم آقاى لندلت دو نامهء . مفصل اسفراينى و سمنانى را در جشن نامهء هانرى كربن انتشار داده است كه اين نامهها به خاطر آنكه به برخى از حالات عرفانى سمنانى اشاره دارد ، حائز اهميت فراوان است . ( 73 ) . از جمله - چهل مجلس 123 ، و قياس كنيد با نفحات الانس جامى 448