علاء الدوله سمنانى

مقدمه 44

مصنفات فارسى ( فارسى )

را تلقين ذكر كند ، و اجازه داده است كه بر مريدان و ياران خرقهء ارادت ، خرقهء تبرك ، خرقهء تشبه ، خرقهء تصوف و خرقهء تصرف بپوشاند و آنان را به خلوت بنشاند و به تربيت آنان - همچنان‌كه خود به دست سمنانى تربيت شده است - اهتمام كند . از اين نامه يك نسخه در جنگ شمارهء 41370 كتابخانهء ملى ملك موجود است و پيش از شروع متن نامه آمده است : « حضرت شيخ ربانى علاء الدوله سمنانى به خط شريف خود نوشته ، انشا فرموده‌اند . از همان نسخه كه از روى خط ايشان بود ، نوشت » . در ترقيمهء نسخه كه از سال كتابت نامه توسط پير سمنان خبر مىدهد ، تاريخ اربع و سبعين و سبعمائة آمده است كه درست نيست ؛ زيرا شيخ علاء الدوله در 736 هجرى درگذشته است . اگر آن رقم را اربع و سبعين و ستمائة بخوانيم هم نادرست مىنمايد ؛ زيرا در اين سالها سمنانى نوجوانى بوده كه دستگاه ارغون را ترك نگفته است . پس احتمال دارد كه كاتب در كتابت كلمهء « سبعين » سهو كرده باشد . 2 . نامهء سمنانى در جواب مكتوب شيخ عبد الله / اين نامه پاسخى است كه سمنانى به يكى از مريدان خود - كه به مرتبهء ارشاد و خليفگى او رسيده بوده - نوشته است . هيچ ترديدى نمىتوان كرد كه مقصود از شيخ عبد الله در اين نامه همان كسى است كه علاء الدوله اجازهء پيشين را به او نوشته است . گويا عبد الله بن احمد بن محمد ، كه به اجازه پير سمنان به ارشاد مريدان اهتمام كرده ، واقعاتى را كه بر يكى از آنان به نام ملك طوس پيش آمده ، مكتوب كرده و جهت تبيين و تفسير به نزد شيخ علاء الدوله فرستاده و از وى نظر خواسته ، و سمنانى نيز در پاسخ او اين نامه را نوشته است . سواى نكتهء مزبور ، اين نامه كه گويا در آخرين سالهاى عمر سمنانى تهيه شده و از ضعف چشمان و رنجورى مفاصل او حكايت دارد به لحاظ شناخت سر گذشت سه تن از مريدان مشهور او - يعنى على دوستى و محمد دهستانى و ابو المواهب محسن الدين - حائز اهميت فراوان است .