علاء الدوله سمنانى
مقدمه 40
مصنفات فارسى ( فارسى )
* شطرنجيه / زبان و ادبيات فارسى مشحون است از تمثيلات ، قصص و تصوراتى عرفانى كه خانقاهيان از درون انسان ، حيوان و مظاهر طبيعى و اشيا داشتهاند ، بهطورىكه اگر تمثيلها ، قصهها و تصورهاى خانقاهى را از زبان و ادب فارسى بگيريم چيزى نمىماند جز حكاياتى تاريخى و اندكى اجتماعى و بيشتر رسمى و دربارى . به هر حال ، يكى از تمثيلات كه در ادبيات فارسى مورد توجه خانقاهيان قرار گرفته ، تصورى است عرفانى از صفحهء شطرنج و مهرههاى آن ؛ به صورتى كه عارفان هر يك از مهرههاى شطرنج را با خاصيتى كه داشته بر خواص و طبايع وجود انسانى تطبيق داده و از شطرنجبازى ، شطرنجى عرفانى - اخلاقى بوجود آوردهاند كه خواندنى است و دانستنى . در انطباق مهرههاى شطرنج و خاصيت آنها بر وجود انسانى ، عارفان با توجه به سپيدى و سياهى مهرهها ، و اينكه در خانههاى سفيد و سياه مىنشينند به اين صورت عمل كردهاند : * مهرههاى سپيد در صفحهء شطرنج و انطباق آن در شطرنج وجود انسان ( از راست به چپ ) رخ : صدق ، اسب : عشق ، فيل خانهء سپيد : صبر و حلم ، وزير : عقل معاد ، شاه : جان ، فيل خانهء سياه : عدالت ، اسب : همت ، رخ : معرفت ، پياده : قناعت ، پياده : فكر ، پياده : ادب ، پياده : صوم ، پياده : صمت ، پياده : انصاف ، پياده : ذكر ، پياده : سهر . * مهرههاى سياه در صفحه شطرنج و انطباق آن در شطرنج وجود انسان ( از راست به چپ ) رخ : كذب ، اسب : شهوت ، فيل سياه در خانهء سپيد : حسد ، شاه : نفس ، وزير : عقل معاش ، فيل سياه در خانهء سفيد : غضب ، اسب : غرور ، رخ : جهل ، پياده : حرص ، پياده : غفلت ، پياده : كينه ، پياده : خورد ، پياده : لجاج ، پياده : ريا ، پياده : كفران ، پياده : خواب .